تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
شاعرى معمول بوده است چنان كه در تاريخ ابن اسفنديار بوجود دو شاعر طبرى در دربار عضد الدوله اشاره شده است كه با حرمت بسيار در آنجا بسر ميبرده‌اند « 1 » ، و بندار رازى شاعر مشهور اين عهد در رى بلهجهء محلّى خود شعر ميسرود . زبان فارسى درى در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم بر اثر آميزش بيشتر با زبان عربى و قبول مقدارى از اصطلاحات علمى و ادبى و دينى و سياسى و به كار رفتن آن براى بيان مفاهيم و مضامين مختلف شعرى و مقاصد علمى و غيره نسبت بقرن سوم تكامل و توسعهء بيشترى يافت با اينحال اگر آن را با ادوار ادبى بعد بسنجيم تعداد لغات عربى را به نسبت محسوسى كمتر و غلبهء لغات اصيل پارسى را بيشتر مىبينيم و على الخصوص اين نكته قابل توجّه است كه شاعران و نويسندگان اين عهد كمتر تحت نفوذ قوانين دستورى زبان عربى بودند و رعايت قواعد پارسى را بيشتر ميكردند و مثلا بندرت از اوزان جمع عربى در كلمات تازى اين عهد اثرى مىيابيم و تركيبات عربى را در زبان پارسى نافذ و وارد نمىبينيم . اين نكته قابل ذكرست كه شاعران و نويسندگان اين عهد خلاف آنچه برخى مىانديشند تعمّدى درآوردن كلمات پارسى بجاى عربى نداشتند بلكه چون زبان فارسى درين عهد هنوز به نسبت كمى با زبان عربى آميخته بود و شاعران و نويسندگان هم از لهجهء عمومى در كار خود پيروى ميكردند طبعا لغات عربى را كمتر به كار ميبردند مگر در مواردى كه ضرورت اقتضا ميكرد .

2 - شعر فارسى و شاعران پارسىگوى در قرن چهارم و نيمهء اول قرن پنجم

خصائص شعر فارسى

قرن چهارم و نيمهء اول قرن پنجم بوجود شاعران بزرگ و رواج اشعار گوناگون آراسته است . فزونى عدد شاعران يكى از خصائص عمدهء شعر درين عهدست . عدهء گويندگانى كه نام آنان بما رسيده و در جنگها و تذكره‌ها و فرهنگها و كتب
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 150