هنرنماييهاى شاعران اين عهد در آن مشهود مىشود ، اشعار اين دوره پر است از توصيفات مطبوع دربارهء ميدانهاى جنگ ، مجالس و محافل سلاطين ، معشوقگان ، جشنها ، مناظر طبيعى ، پهلوانان و جنگاوران و چيزهاى گوناگونى از قبيل اسب و شمشير و زلف معشوق و جز آنها . در هريك ازين مسائل هنرنماييهاى شاعرانى از قبيل رودكى ، لبيبى ، دقيقى ، فردوسى ، فرّخى ، عنصرى و منوچهرى بسيار و گاه بحدّ اعجازست . وصفهاى همهء اين شعرا جاندار و زنده و طبيعى است و بحدّى درين مورد از عالم خارج و واقع تقليد شده است كه حتى در مواردى از قبيل وصف عجايب اعمال رستم و يا بدايع اعمال سلاطينى از قبيل سلطان محمود ، خواننده خود را با عالم غير طبيعى و خارج از حقيقت مواجه نميداند .
از خصائص اشعار اين عهد يكى آنست كه وضع زندگى شعرا و اوضاع اجتماعى و احوال مختلف اجتماعات و دربارها و جريانات نظامى و سياسى در آن منعكس است و علّت اساسى اين امر همان واقعبينى و آشنايى شاعران با محيط مادّى و خارجى و توجّه كمتر بعوالم خيالى و اوهام و خيالاتست . اينست كه بيان لشكركشيهاى سلاطين و سخن از زندگى خصوصى شعرا و افراد و ورود در مسائل مختلف حياتى بيشتر طرف توجّه قرار ميگرفته است تا پيچيدن باوهام و خيالات باريك مگر در اشعار غنائى و غزلى .
در پايان اين عهد شعرا باستخراج معانى دقيق و آوردن تركيبات تازه و مضامين مبتكر و تشبيهات نادر توجّه خاص كردند و به همين سبب است كه در سبك شعر آنان نسبت بسبك اوايل عهد سامانى تغييراتى حاصل شد و حتى در نزد دستهيى از شعرا مانند عنصرى استفاده از افكار علمى براى ايجاد مضامين شعرى هم معمول گرديد .
زندگانى مرفّه غالب گويندگان اين عصر و معاشرت با امرا و وزراء و رجال ثروتمند و خوشگذرانيهاى آنان در مجالس پرشكوه وسيلهء بزرگى شده است براى آنكه در شعر اين عهد همواره صحبت از كامرانيها و عيشها و عشرتها شود و كمتر از ناكامى و نامرادى و يأس و بدبينى و انزوا و انقطاع از خلق و نظاير اين مسائل در آن سخن رود . ازينجاست كه خواننده با قراءت اشعار اين عهد از حالتى مقرون بنشاط بيشتر بهره ميبرد تا از يك رخوت و خلسه كه نتيجهء خواندن اشعار خيالانگيز يا غمآورست و حتى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٦٥