تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
سامانيان خصوصا بنثر و نظم پارسى توجّه خاص مبذول ميداشتند . بسبب همين توجّه بود كه شاعران را آنهمه تشويق و تكريم ميكردند و مستقيما براى ايجاد منظومهايى مثل شاهنامه يا ترجمهء كتبى مانند كليله و دمنهء ابن المقفّع « 1 » و تاريخ طبرى و تفسير كبير طبرى « 2 » فرمانهايى صادر ميكردند و برخى از وزيران آنان مانند ابو الفضل بلعمى مشوّق شاعران در نظم داستانها و كتبى از قبيل كليله و دمنه ميشدند يا افرادى از قبيل ابو على بلعمى خود بتأليف كتبى به زبان پارسى همّت مىگماشتند . شايد يكى از علل بزرگ ترويج نثر و نظم پارسى بوسيلهء سامانيان تعقيب فكر استقلال ادبى ايرانيان و دنبال كردن نظر يعقوب بن ليث درين زمينه بوده است و علّت ديگر آنكه سامانيان ميكوشيدند دربار آنان همان مرتبت و مقامى را يابد كه بغداد در زير تسلّط خلفاى عبّاسى دارا بود و گويا اين فكر بود كه شاعران را بسرودن نظير اين بيت برميانگيخته است كه :
امروز بهرحالى بغداد بخاراست * كجا مير خراسانست پيروزى آنجاست
غير از بخارا كه مهمترين مركز ادبى ايران در قرن چهارم بود ، در عهدى كه مورد مطالعهء ماست مراكز مهم ديگرى مانند سيستان و غزنين و گرگان و چغانيان و نيشابور و رى و سمرقند براى ادب فارسى وجود داشت و در مراكز ادبى مشرق رونق شعر و نثر پارسى بيش از ساير مراكز بوده است و بر رويهم در مراكز غربى ايران تا اوايل قرن پنجم شعر و نثر فارسى رونق و رواجى چنان كه بايد نداشت زيرا اولا هنوز زبان و ادبيات درى در آن نواحى كاملا انتشار نيافته بود و ثانيا رقابتى كه ميان امراى بويى و سامانى وجود داشت مانع آن بود كه زبان ادبى دربار آل سامان در قلمرو حكومت آل بويه رونق بسيار يابد و اين امر يعنى توجّه امراى عراق بنثر و نظم درى بيشتر از اوايل قرن پنجم ببعد و على الخصوص اواخر ايام امراى بويى رى و از دربار علاء الدولهء كاكويه در اصفهان آغاز شد و بجاى زبان درى درين نواحى بيشتر لهجه‌هاى محلّى براى
هامش
( 1 ) - مقدمهء شاهنامهء ابو منصورى ( كتاب بيست مقالهء مرحوم قزوينى ج 2 ص 22 ) ( 2 ) - در مقدمه هردو ترجمهء اخير شرح فرمان پادشاه سامانى مبنى بر ترجمهء دو كتاب مذكور بتوضيح آمده است .