تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
تازىگوى ايرانى رعايت كمال احترام را ميكرده‌اند و اگر هم اتفاقا واقعه‌يى نظير حادثهء ميان سلطان محمود و فردوسى درين عهد بميان ميآمد معلول جريانات اجتماعى و سياسى خاص بود نه معلول بىحرمتى شعرا و گويندگان در نزد اين سلاطين . صلات گران و نعمتهاى جزيل و اموال كثيرى كه امرا و سلاطين درين دوره در راه تشويق شاعران صرف ميكرده‌اند بحدّى بود كه آنانرا بدرجات بلندى از ثروت و تنعّم ميرسانيد . دربارهء رودكى گفته‌اند كه بنهء او را چهار صد شتر ميكشيد « 1 » و دربارهء عنصرى گفته شده است كه از نقره ديكدان و از زرآلات خوان ترتيب داد « 2 » و بعضى از شاعران درين عهد چنان ثروتمند ميشدند كه حتى محسود معاصران خويش ميگرديدند « 3 » و گروهى از گويندگان چندان تنعّم و جلال داشتند كه با غلامان سيمين‌كمر و زرّين‌كمر حركت ميكردند « 4 » و در حقيقت مانند شاهان با موكب خاص از معابر ميگذشتند . اين وضع نتيجهء مستقيم تشويق پادشاهان نسبت بگويندگان مذكور و اعزاز و اكرام آنان بود و اين حال هرگز پديد نميآمد مگر بر اثر علاقهء خاصّ شاهان و اميران و وزيران نسبت بادب و شعر . در ميان سلاطين و امرا و وزراى اين عهد بسيار كسان داريم كه يا خود شاعر و نويسنده بوده‌اند ( مانند شمس المعالى قابوس و آغاجى و طاهر بن فضل چغانى و امير ابو المظفّر چغانى و ابن العميد و صاحب بن عبّاد و عتبى و جيهانى و ابو الفضل بلعمى و ابو على بلعمى و نظاير آنان ) و يا از تشويق و بزرگداشت نويسندگان و شاعران پارسىگوى و تازىگوى بهيچروى غفلت نداشتند .
هامش
( 1 ) - چهار مقالهء نظامى عروضى چاپ ليدن ص 33 ( 2 ) - اشاره است به اين بيت از خاقانى :شنيدم كه از نقره زد ديكدان * ز زر ساخت آلان خوان عنصرى( 3 ) - اشاره است بشعر ابو زراعهء معمرى دربارهء رودكى . رجوع شود بشرح حال رودكى . و نيز اشاره است به اين بيت فرخى :محسود بزرگان شدم از خدمت محمود * خدمتگر محمود چنين بايد هموار( 4 ) - چهار مقاله چاپ ليدن ص 40
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 357 | ذبيح الله صفا