فصل چهارم وضع ادبى ايران در قرن چهارم و نيمهء اول قرن پنجم
1 - وضع عمومى زبان و ادب فارسى
دورهيى كه مورد مطالعهء ماست يعنى عهدى كه با قدرت شاهان سامانى در ماوراء النهر و خراسان آغاز شده و بتسلّط سلاجقه بر بغداد ختم گرديده است ، با آنكه ابتداى ترقى ادب فارسى است يكى از مهمترين ادوار ادبى ما محسوب ميگردد . در ابتداى اين عهد رودكى استاد شاعران ، و در اواخر اين دوره فردوسى و عنصرى دو استاد مسلّم شعر پارسى زندگى ميكردهاند . شاعران ديگرى كه درين دوره بسر ميبردند نيز هريك صاحب شهرت و اهميت خاص در تاريخ ادبيات فارسى هستند . كمتر دورهيى از ادوار ادبى فارسى است كه اينهمه شاعر استاد و بزرگ ، آن هم از يك ناحيهء محدود ، در آن زندگى كرده باشند و كمتر عهديست كه فصاحت و جزالت كلام تا اين حدّ فطرى و ملكهء گويندگان آن باشد . كثرت شعر و تعدّد آثار گويندگان چنان كه خواهيم ديد يكى از خصائص عمدهء اين عهدست . علّت عمدهء اين توسعه و رواج روزافزون شعر در عهد مورد مطالعهء ما تشويق بىسابقهء شاهان نسبت بشعرا و نويسندگانست . همهء امرا و شاهان مشرق درين عهد نسبت بگويندگان پارسىزبان و نويسندگان و شعراى