تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
بسيارى از مردم بىگناه را از دم تيغ گذراند . اين اعمال و سختگيرىها و ظلم‌هاى بىاندازهء عمّال بنى اميه در ايران مايهء عدم رضاى ايرانيان ميگرديد و روزبروز بر ناخشنودى آنان افزوده ميشد و اگرچه بدستور عمر بن عبد العزيز ( 99 - 101 ) چند گاهى نسبت بايرانيان مسلمان بعدل و انصاف رفتار شد و حتى زرتشتيان نيز در پناه مسلمين قرار گرفتند و در اجراى مراسم مذهبى آزادى يافتند ، ولى آتش بغض و كينهء ايرانيان بدين آسانى فرونمىنشست و هروقت شورش و طغيان در يكى از نواحى شرقى ايران در ميگرفت و وسيلهء ضعف حكومت اموى و قيامهاى بزرگترى بر آنان فراهم ميشد و در حقيقت زمينهء كار براى خاندان عباسى كه بزرگترين رقيبان بنى اميه بودند مستعدّ ميگشت . اختلاف ميان بنى هاشم و بنى اميه امرى مشهورست و اين اختلاف مخصوصا بعد از مظالم معاويه و يزيد نسبت بعلى عليه السلام و اولاد او بشدّت توسعه يافت و آنقدر دنبال شد تا بزوال حكومت بنى اميه پايان پذيرفت . يكى از مهمترين مراكز اتكاء بنى هاشم و از جملهء مناطق تبليغ آنان و افزايش پيروان ايشان ايران بوده است . اين امر را دلايلى چندست از آن جمله يكى تعدى بنى اميه و عمال آنان نسبت بملل تابع حكومت اسلامى خاصه ايرانيان بود كه بنحو عجيبى بوسيلهء عمالى از قبيل حجاج بن يوسف ثقفى و قتيبة بن مسلم باهلى و يزيد بن مهلب بن ابى صفره مورد سختگيرى و فشار قرار گرفته بودند . اين امر دليل بزرگى براى رميدگى ايشان از بنى اميه و توجه برقباى آنان يعنى بنى هاشم ميشد . ديگر آنكه سياست بنى اميه مبتنى بر سيادت عرب و تحقير ملل تابع خاصه ايرانيان بود و اين امر چنان كه خواهيم ديد يكى از بزرگترين علل سقوط آنان بدست ايرانيان گرديد . ديگر اعتقاد ملّت ايران بحكومت نژادى و استحقاق بنى هاشم بحكومت اسلام بود و به همين سبب است كه ايرانيان همواره با قيامهاى بنى هاشم خواه از آل ابو طالب و خواه از آل عباس روى موافقت نشان داده‌اند و اغلب قيامهاى بنى هاشم در جانب شرقى ممالك اسلامى يعنى در حدود ايران صورت گرفت چنان كه خروج زيد بن على بن حسين بسال 121 و 122 در حدود كوفه بود و پس از قتل او يكى از دوستان وى بپسرش يحيى توصيه كرد كه بجانب خراسان رود زيرا اهل خراسان
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 12 | ذبيح الله صفا