آنان او را يارى نكردند و او بسال 31 هجرى ( 652 ميلادى ) بعهد خلافت عثمان در مرو بدست آسيابانى كشته شد و حال آنكه اگر زنده ميماند ممكن بود از سستى كار خلافت در اواخر عهد عثمان طرفى بربندد .
بعد از قتل يزدگرد پسر او فيروز سوم خود را شاهنشاه ايران خواند و چندى در حال مبارزه با مهاجمان عرب بود ليكن كارى از پيش نبرد و بچين گريخت و بعد ازين نيز تا حدود سال 732 ميلادى ( 114 هجرى ) از اعقاب يزدگرد سوم بنام پادشاهان ايران در تواريخ چين ياد شده است كه نزد فغفوران چين بعنوان پناهنده بسر ميبردند « 1 » .
از فتح الفتوح تا قيام ابو مسلم ( 21 - 129 هجرى )
عمر خليفهء اسلام در سال 23 از هجرت بدست غلامى مكنّى بابو لؤلؤة كشته شد و پس از وى عثمان تا سال 35 هجرى ( 656 ميلادى ) خلافت مسلمين را داشت . همين كه خبر قتل عمر در ايران شايع شد در غالب نواحى ايران طغيان و شورش آغاز گرديد ولى چون سرداران كافى و لايقى از ايرانيان در ميان نبودند كار اين شورشها و طغيانها بجايى نرسيد و تمامى نقاطى كه موقتا از دست مسلمين بيرون رفته بود دوباره بدست آنان افتاد و عامل بصره يعنى ابن عامر از جانب خليفه مأموريت يافت كه كار فتح ايران را تعقيب كند و او بفارس و قهستان و خراسان حمله كرد و تمامى آن نواحى را به آسانى گشود و در همين اثناء خبر قتل يزدگرد شايع گشت و ابن عامر فتوح خود را دنبال كرد و تا جيحون رسيد و سپس سرداران او بكابل روى نهادند و از آنراه بسيستان و كرمان تاختند و آن نواحى را مسخر كردند .
با قتل عثمان در سال 35 هجرى و خلافت على بن ابيطالب عليه السلام و بروز اختلافات داخلى در ميان مسلمين پيشرفت آنان در ايران متوقف ماند و حتى اختلافات داخلى مسلمين بايران نيز سرايت كرد چنان كه در سال 38 هجرى يكى از سرداران عرب بنام خرّيت بن راشد الناجى در جنوب ايران بمخالفت با حضرت على بن ابيطالب برخاست و گروهى از ايرانيان را با خود همداستان كرد تا آنكه زياد بن ابيه از جانب
هامش
( 1 ) - رجوع شود بمقالهء زنان و فرزندان يزدگرد سوم در مجلهء مهر شمارهء 4 سال اول بقلم آقاى سعيد نفيسى .