تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
بقتل رسيد با پسر او از در اتحاد درآمد و كار را بر نصر دشوار كرد . نصر نيز خروج ابو مسلم و قوت كار او را بمروان خليفهء اموى اطلاع داد و چندان كوشيد تا جميع قبايل عرب كه درين هنگام در خراسان زندگى ميكردند بر ضد ابو مسلم با يكديگر متحد شدند . اما ابو مسلم همچنان در حال پيشرفت بود و شهرهاى خراسان يكى پس از ديگرى به تصرف عمال او درميآمد . در سال 130 هجرى ابو مسلم از « ماخوان » كه بعد از اسفيذنج بدانجا رفته بود ، بمرو شتافت و جمعى را نزد نصر فرستاد و او را به « كتاب اللّه » و « الرضا من آل محمد » خواند و چون نصر ملاحظه كرد كه از جانبى دچار طغيان يمانيه و ربيعيه و از جانبى گرفتار عصيان ايرانيان شده است شبانه از مرو گريخت و ابو مسلم پس از اطلاع از فرار او بلشكرگاه وى رفت و بسيارى از امراى او را اسير كرد . در خلال اين احوال ابو مسلم على و عثمان پسران كرمانى را كه موقتا با ايشان از در اتحاد درآمده بود كشت و سپس بسرعتى عجيب به يارى گروهى از سرداران خود و از آن جمله قحطبة بن شبيب بر خراسان و بلاد شرقى ايران و عراق عجم و گرگان تسلّط يافت . نصر بن سيار در دو محل از اين سردار لايق شكست يافت يكى در نيشابور و ديگر در گرگان و از اين پس رو بهزيمت نهاد و بسال 131 در ساوه درگذشت و بدينطريق بزرگترين مدافع حكومت اموى در ايران از ميان رفت . قحطبه در رى با لشكرى كه مروان براى سركوب ابو مسلم فرستاده بود مواجه گشت و آنانرا بشكست و سپس تا نهاوند پيش رفت و از آنجا بكوفه تاخت و در اينجا با عامل مروان در عراق يعنى يزيد بن عمر بن هبيره جنگى سخت كرد و اگرچه كشته شد ولى فتح با طرفداران بنى عباس بود . قحطبه پيش از فوت برؤساى لشكر خويش گفت كه چون بكوفه درآمديد ابو سلمهء خلّال وزير آل محمد آنجاست و شما امر را به او واگذار كنيد . پس از قحطبه پسرش حسن بجاى وى فرماندهى را بر عهده گرفت و همچنين كرد . چندى پيش از اين وقايع ابراهيم بن محمد امام بفرمان مروان خليفهء اموى مقيد و محبوس گرديده بود و از آن پس مروان كه ديگر از كار بنى العباس غافل نميتوانست بود در طلب برادر وى يعنى ابو العباس عبد الله بن محمد كه بعدها به سفّاح معروف