و پيشرفتهاى آنانرا در مدتى قليل ميسر ساخت چنان كه در ده سال و اندى از خلافت عمر توانستند شام و فلسطين و مصر و عراق و قسمتى از ايران را فتح كنند و اين فتوحات آنان در عهد خلافت عثمان و در دورهء بنى اميه نيز همچنان ادامه يافت .
نكتهيى كه ذكر آن را لازم ميدانيم آنست كه نفوذ عرب و مسلمانان بيشتر در ميان طبقهء سوم يعنى طبقهء ناراضى ايرانيان بوده است و الا طبقات عاليهء ايرانى و روحانيان و آزادان و دهقانان و گروهى بزرگ از كسانى كه در حفظ آيين زرتشتى تعصب ميورزيدند بدين پيشرفتها بديدهء بغض و ناخشنودى مىنگريستند و همين گروه و بقايا و تبليغات آنانست كه دگرباره اسباب استقلال ملّت ايران و شكست معنوى قوم عرب را يك قرن بعد ميسّر ساخت .
پيشرفت مسلمين در ممالك روم شرقى پيش از رسيدن بقسطنطنيه متوقف ماند ليكن در ايران با جنگهاى بزرگ قادسيه ( سال 14 هجرى ) بسردارى سعد بن ابى وقاص و رستم فرخزاد و جلولاء ( سال 16 هجرى ) بسردارى هاشم بن عتبه و قعقاع بن عمرو و جنگ نهاوند معروف بفتح الفتوح ( در سال 21 هجرى ) بسردارى نعمان و فيروزان و چندين جنگ كوچك ديگر براى فتح بلاد و نواحى مختلف ايران ، كاخ عظيم شاهنشاهى ساسانى فروريخت و ملت ايران از سيادت ببندگى و اسارت افتاد .
البته بعد از جنگ نهاوند در غالب شهرها و ولايات و قلاع ايرانى مقاومتهاى كوتاه يا طولانى صورت گرفت و سپاه عرب بدان آسانى كه تصوّر ميرود بفتح همهء ايران موفق نشد و فتح تمامى اين كشور تا آنسوى جيحون تا اواسط عهد خلافت بنى اميه به طول انجاميد و در برخى از نواحى مانند طبرستان و ديلمان و گيلان و دماوند و بعضى از مواضع ماوراء النهر نيز ايرانيان تا قسمتى از دورهء خلافت بنى العباس مقاومت شديد كردند ، ليكن هيچيك از اين مقاومتهاى منفرد هنگامى كه مركز شاهنشاهى ايران سقوط كرده و دولت از ميان رفته بود ، سودى نداشت و يكى پس از ديگرى از ميان ميرفت .
در طى همهء جنگهايى كه قواى محلى ايران با سپاهيان عرب مىكردند يزدگرد شهريار از شهرى بشهرى و از ولايتى بولايتى ميگريخت . وى از مداين برى و از آنجا باصفهان و از آنجا بكرمان و بلخ گريخت و از فغفور چين و خاقان ترك مدد خواست اما
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٩