پيروان آنانند « 1 » و همچنين عبد الله بن معاويه از اولاد جعفر بن ابو طالب در بين سالهاى 127 و 129 در فارس و اصفهان و رى و قم طرفدارانى بدست آورد و بالاتر از همهء اينها چنان كه ميدانيم آل عباس كه آنان نيز دستهيى از بنى هاشم بودهاند بوسيلهء حاميان ايرانى خود خلافت را از دست بنى اميه بيرون بردند .
در سال صدم از هجرت محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب كه در حميمه از ناحيهء شراة از اعمال بلقاء شام ميزيست با ابو هاشم عبد الله بن محمد بن الحنفيه ملاقات كرد . ابو هاشم بن محمد كه در اين هنگام با سليمان بن عبد الملك ملاقات كرده بود بجانب حميمه رفت و در آنجا با محمد بن على ديدار كرد و گفت پس از من امر دعوت بفرزندان تو مىرسد و بدوستان و طرفداران خود كه از خراسان و عراق نزد او ميآمدند نيز اين موضوع را اظهار كرد و به همين جهت پس از ابو هاشم طرفداران او بمحمد بن على بيعت كردند و او بعدها دعاتى بدين نواحى فرستاد و دوازده نقيب انتخاب كرد و بولايت خود در نواحى مختلف گماشت . بدينترتيب مىبينيم كه اولاد عباس به اين بهانه كه اولاد ابو طالب از حق خود بنفع آنان صرف نظر كردهاند بناى دعوت و پيشرفت را گذاشتند و بعبارت ديگر از محبوبيت آل ابو طالب بنفع خود استفاده كردند .
از قيام ابو مسلم تا حكومت يعقوب بن ليث ( 129 - 259 )
درين ايام كار دولت بنى اميه بنهايت رسيده و ممالك اسلامى دچار اغتشاش و اضطراب شده بود و مخالفان هرروز از گوشهيى سر برميآوردند خاصه در ايران كه قيامها و طغيانهاى متعدد رخ ميداد . بنى عباس در سايهء چنين وضع آشفتهيى شروع بتشديد فعاليت دينى و سياسى خويش كردند .
ايشان از عدم رضايت موالى يعنى ملل غير عرب خاصه ايرانيان كه بسيار مورد تحقير بنى اميه و عمال ايشان بودند استفاده كردند و براى قيام خويش از آنان استمداد نمودند .
از ميان جميع ايرانيان ، مردم خراسان بسبب مقاومتهايى كه كرده و آزارهايى كه كشيده و خسرانها و تحقيرهايى كه ديده بودند براى مخالفت با بنى اميه و موافقت با بنى هاشم مهياتر بودند و اتفاق را دعوت بنى عباس در اين ناحيه بيش از هر جاى ديگر
هامش
( 1 ) - كامل التواريخ حوادث سال 122