اصولى كه پيشينيان از آن غفلت ورزيده بودند ، آورده است . به همين جهات مهمترين آثار او را در ابواب علوم رياضى بايد همان دانست كه در كتاب الشفا ( جزء سوم شامل :
الارثماطيقى - علم الموسيقى - علم الهيئة ) مىبينيم . با اينحال ابو على را رسالات جداگانهيى هم در اصول و فروع علم رياضى هست مانند : الزاوية يا تحقيق مبادئ الهندسة - رؤية الكواكب بالليل لا بالنهار - رسالة فى الموسيقى - الفلك و المنازل يا المختصر فى علم الهيئة - فى سبب قيام الارض فى وسط السماء - ابطال احكام النجوم - فى ابعاد الظاهرة للاجرام السماوية .
علم طب
چنان كه از مطالعهء فصول پيشين دريافته مىشود علم طب در ميان مسلمين نخست بهمت پزشكان گنديشاپور و سپس با ترجمهها و تعليمات دستهيى از طبيبان كه از زبان يونانى اطلاع داشتند و يا كتب منقولهء از يونانى بسريانى را به عربى درميآوردند ، بنيان گذاشته شد . اين مترجمان بيشتر بنقل كتب طبيبان مشهور دنياى قديم مانند ابقراط و روفوس « 1 » و جالينوس و اوريباسيوس « 2 » و جز آنان ، و شروح و جوامع آنها به عربى ، اشتغال داشتند و بدست آنان صدها كتاب و رساله و كنّاش از يونانى و سريانى به عربى درآمد و اساس كار پزشكان ممالك اسلامى قرار گرفت . علاوه برين مسلمين با ترجمهء آثار برخى از طبيبان هندى از تجارب پزشكان آن سرزمين نيز اطلاع يافته بودند « 3 » ، از مدرسهء گنديشاپور هم ( كه خود چنان كه ديدهايم در پزشكى پيشرفتهاى بسيار حاصل كرده و حتى در برخى از موارد از مراكز يونانى هم پيش افتاده بود ) مسلمانان طبعا استفادههاى بسيارى بوسيلهء اطّباء نخستين ايرانى مانند آل بختيشوع و آل ماسويه و غيره كردند .
بدينترتيب كتب بسيار از منابع مختلف يونانى و ايرانى و هندى براى مسلمانان فراهم آمد و طب اسلامى بر همين مبانى استوار نهاده شد و بسرعت پيش رفت . تأليف و تدوين در علم طب چنان كه در همين كتاب ديدهايم از قرن دوم هجرى آغاز شد و در قرن سوم
هامش
( 1 ) -Rufus d'Epheseطبيب مشهور اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم ميلادى
( 2 ) -Oribasiosطبيب يونانى مشهور قرن چهارم ميلادى
( 3 ) - رجوع شود به الفهرست ابن النديم ص 342 و 378 و 421