و اگرچه عقيدهء قائلين بجزء لا يتجزّا خود خالى از نقص نيست ليكن عقيدهء حكما ( مراد مشّائين است ) از آن فضيحترست .
5 - با آنكه گروهى از حكما وجود عالمى را غير از عالم محسوس ما ممكن دانستهاند چرا ارسطو آن را رد كرده و جز همين عالم محسوس وجود عالمى ديگر را ممتنع شمرده است و حال آنكه اطلاع ما بر وجود اين عالم از طريق حواس است و اين امر دليل آن نميشود كه وجود هرعالمى را غير از عالم محسوس خود انكار كنيم .
6 - ارسطو گويد بيضى و عدسى در حركت مستدير بخلاء حاجت دارند و كره حاجتى بخلاء ندارد و اين حكم صاحب منطق ( يعنى ارسطو ) نسبت ببيضى و عدسى درست نيست .
7 - ارسطو يمين ( راست ) را مبداء حركت و مبداء حركت كواكب را مشرق معلوم كرده است از آنجهت كه يمين است و با اين كيفيت در تعريف مشرق دچار برهان دورى ميشويم .
8 - ارسطو شكل كرهء هوا و كرهء اثير را كروى ميداند و ميگويد كه در حال حركت حرارتى حاصل مىكند و ما ميدانيم كه هرچه حركت سريعتر باشد حرارت بيشتر و هرچه كندتر باشد حرارت كمترست و اينرا نيز ميدانيم كه سريعترين حركات در جسم فلك حركت دايرهء معدّل النهار و بطىءترين آنها مواضعى است كه نزديك دو قطب باشد پس بايد غلظت و حرارت متكوّن از هوا در اطراف دايرهء معدّل النهار بيشتر باشد و هرچه بقطبين نزديكتر شويم كمتر گردد و عنصر نارى ضعيفتر باشد .
9 - اگر حرارت از مركز به طرف محيط متصاعد مىشود پس چرا حرارت از خورشيد و شعاعات آن بما ميرسد يعنى از محيط به طرف مركز ميآيد ؟ حقيقت شعاعات چيست ، اجسامند يا اعراض يا غير آنها ؟
10 - چرا انقلاب و استحاله از بعض اشياء و عناصر ببعض ديگر دست ميدهد ، آيا انقلاب و استحاله بر سبيل مجاورت حاصل مىشود يا از راه تداخل در خلل و فرج يكديگر ؟
ابو ريحان علاوهبرين ده سؤال هشت سؤال ديگر كرد در :
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٤١