متوسل ميشدهاند و هم بتمثيل و گاهى اساس رساله و توضيح يك موضوع غامض علمى را بر تمثيل و بيان حكايات مفصّل مىنهادهاند و درين مورد از كتب قصص و روايات خاصه از كتب پهلوى ( منقول به عربى ) بشدت متأثر بودهاند و از آن جمله است داستان آغاز آفرينش و اختلاف انس و جان « 1 » كه حتى غالب اسامى خاص موجود در آن ايرانى است مانند بيراست « 2 » ملقّب به مردانشاه پادشاه جزيرهء مردان و وزير او بيراز ، و با اينحال آميختگى اين داستان با عناصر سامى از نظر مكتوم نيست « 3 » و بهرحال نويسندهء اين داستان كه موضوع آن بحث در خواص و محاسن و فوايد انواع حيوانات و طبقات آدميانست از چند منبع مختلف و همچنين از اطلاعات علمى خود در تحرير رساله استفاده كرده است . در ساير موارد هم نظير اين حال مشهودست و گاه حكايتى كوتاه يا چند حكايت كوتاه براى اثبات مسألهيى واحد بميان ميآيد « 4 » .
اخوان الصفا ضمن تمثّل باشعار در رسائل خود ابياتى از شعر فارسى آوردهاند كه از اشعار فصيح و دلانگيز قرن چهارمست و از آن ميان اين قطعه را درينجا نقل ميكنيم :
وقت شبگير بانگ نالهء زير * خوشتر آيد بگوشم از تكبير
زارى زير و اين مدار شگفت * گر ز دشت اندر آورد نخچير
تن او تير نه ، زمان به زمان * بدل اندر همىگذارد تير
گاه گريان و گه بنالد زار * بامدادان و روز تا شبگير
آن زبان آور و زبانش نه * خبر عاشقان كند تفسير
گاه ديوانه را كند هشيار * گه بهشيار برنهد زنجير
هامش
( 1 ) - رسائل اخوان ج 2 از ص 173 ببعد
( 2 ) - ظ : بيراسب
( 3 ) - ج 2 از ص 193 ببعد
( 4 ) - براى بحث در اصول عقايد فلسفى اخوان الصفا رجوع شود به رسالهء اخوان الصفا تأليف دكتر صفا : تهران 1330 شمسى ص 17 - 26