تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
اعتماد ايشان بيشتر بكتب انبيا و مسائليست كه ملائكه از طريق الهام و وحى بدانان القاء كرده‌اند « 1 » . از كتب علمى كه بنابر ادعاى آنان تا آنوقت به خوبى مورد استفاده قرار نگرفته بود ، فايده ميبردند و ميگفتند « ما را كتابى ديگرست كه در آن هيچ‌كس با ما شريك نيست و كسى جز ما آن را نمىفهمد و آن معرفت جواهر نفوس و مراتب مقامات آنها و استيلاء برخى بر برخى ديگر و تنوع قوا و تأثيرات افعال آنهاست در اجسام از افلاك و كواكب گرفته تا اركان و معادن و نبات و حيوان و طبقات مردم از انبياء و حكما و شاهان و عمّال ملوك و بازاريان و يارانشان ، و اگر تو اى برادر نيكوكار رحيم ، آهنگ خواندن آن كتاب دارى تا از آنچه در آنست آگهى يا بى و معانى آن را دريابى و اسرار آن را بشناسى ، روى بمجلس اخوان فاضل و صديقان كريم خود نه تا سخنان ايشان را بشنوى و شمائل آنانرا ببينى و خود ايشان را بشناسى تا مگر خوى آنان پذيرى و به يارى آداب ايشان مهذّب گردى و نفس خود را از خواب غفلت و جهالت بيدار كنى ، سينهء تو باز و ذهنت روشن و دلت آگاه گردد ، آنگاه آنچه را كه آنان به چشم دل ديده و بصفاى جواهر نفوس خود مشاهده كرده‌اند خواهى ديد و بر آنچه بنور عقل نگريسته‌اند نظرخواهى افگند . . . » چنان كه ديديم بعضى كوشيده‌اند كه اخوان الصفا را بفرقه‌يى خاص مثلا شيعهء اثنى عشرى ، يا شيعهء اسمعيلى يا معتزله و جز آنان منتسب دارند . حقيقت امر آنست كه اين دسته لااقل در ذكر عقايد فلسفى خود بدستهء خاصى بستگى ندارند . بلكه عقايد آنان از مجموعهء استفاداتى كه از روشهاى مختلف فلسفى كرده‌اند پديد آمده است . اين جماعت از طرفى بروش فيثاغوريان و افلاطونيان جديد و مبانى فلسفهء اشراقى و از طرفى ديگر باصول عقايد ايرانيان و هندوان و عبرانيان و تا حدى هم بطريقهء معتزله و اسمعيليه و مبانى نظريه‌هاى صوفيه « 2 » و در موارد لزوم خاصه در منطقيات و طبيعيات
هامش
( 1 ) - اين اشارات تعلّق اخوان الصفا را بيك مذهب خاص چنان كه برخى انديشيده‌اند مردود مىسازد . ( 2 ) - در آغاز رسالهء فهرست رسائل اخوان الصفا تعلق اين فرقه بصوفيه بتصريح آمده است بدين نحو ؛ هذه فهرست رسائل اخوان الصفا و خلّان الوفا و اهل العدل و ابناء الحمد ، بجمل معانيها -