تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
نبود . حكومت طبقاتى كه از ديرباز در ايران وجود داشته و در دورهء ساسانيان بشديدترين وجهى درآمده بود ، مايهء افتراق طبقات اشراف و روحانيان از طبقهء سوم يعنى پيشه‌وران و زارعين شده بود . تحميلات دربار و اشراف بر مردم خاصه در اواخر عهد ساسانى بدرجه‌يى رسيده بود كه تحمل‌ناپذير مينمود . تمامى مقامات منحصر بطبقات اشراف و روحانيان و آزادان و دهقانان و نظاير اين طبقات عاليه بود و باقى جز پرداخت ماليات و شركت در جنگها وظيفهء ديگرى نداشتند . نفوذ طبقات اشرافى و روحانى نه‌تنها در ميان طبقهء سوم محسوس بود بلكه آنان در وضع دربار نيز بينهايت مؤثر بودند و على الخصوص بعد از خسرو اپرويژ ميتوان يكى از علل وضع آشفتهء دولت ساسانى را بيش از هرچيز دخالتها و تصرّفات سوء اين دو طبقه دانست . تحصيل دانش تقريبا منحصر بخاندانهاى اشرافى و روحانيان و دهقانان بود و ديگران كه از اين نعمت استفاده‌يى نميتوانستند كرد ناگزير به تحصيل آن نيز رغبتى نداشتند . مشاغل و مناصب موروث بود و كسى حق نداشت از طبقات پست بطبقات عالى راه جويد . اشكال بزرگترى كه در اواخر عهد ساسانى نبايد از ذكر آن غافل بود تشتّت و اختلاف آراء دينى است . در عهد ساسانى دين رسمى و عمومى ملت آيين زرتشتى بود . اين آيين از طرف دربار بشدّت حمايت ميشد و به همين سبب نيز روحانيان زرتشتى خاصه موبدان موبد در دربار نفوذى فراوان داشتند . نفوذ روحانيان در امور كشور به حدى بود كه اگر پادشاهى را مانند قباد مخالف آيين زرتشتى و يا نفوذ خويش ميشمردند با وى از در خلاف در ميآمدند و مانعى بزرگ بر سر راه فرمانروايى و اقتدار او ميشدند و حتى در اين گونه موارد عزل شاهنشاه نيز براى آنان دشوار نبود . با اينحال و با همهء نفوذى كه موبدان و هيربدان در كشور داشتند ، شايد بر اثر تحميلات و رفتارهاى نابهنجار آنان و يا در نتيجهء قدمت آيين زرتشتى بتدريج اختلاف كلمه در ميان پيروان آن كيش بروز كرد و روزبروز شدت يافت . اختلاف كلمهء ايرانيان در آيين زرتشتى على الخصوص از آن ايام آغاز شد كه آيين مسيحى در ايران راه جست . نفوذ كيش ترسايى بشاهنشاهى ساسانى نخست از شهر رها و نصيبين آغاز شد و از عهد سلطنت فيروز ببعد بر اثر آنكه زعماى مدرسهء ايرانيان كه دررها داير بود عقايد نسطوريوس را پذيرفته و در نتيجهء