تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
* * *
دل گرچه درين باديه بسيار شتافت * يك موى ندانست ولى موى شكافت اندر دل من هزار خورشيد بتافت * و آخر بكمال ذرّه‌يى راه نيافت
* * *
تا بادهء عشق در قدح ريخته‌اند * وندر پى عشق عاشق انگيخته‌اند با جان و روان بو على مهرِ على * چون شير و شكر بهم برآميخته‌اند
* * *
كفر چو منى گزاف و آسان نبود * محكم‌تر از ايمانِ من ايمان نبود در دهر چو من يكى و او هم كافر * پس در همه دهر يك مسلمان نبود
* * *
از قعر گل سياه تا اوج زحل * كردم همه مشكلات گيتى را حلّ بيرون جستم ز قيد هرمكر و حيل * هربند گشاده شد مگر بند اجل
* * *
ايكاش بدانمى كه من كيستمى * سرگشته بعالم از پى چيستمى گر مقبلم آسوده و خوش زيستمى * ورنه بهزار ديده بگريستمى
* * *
رفت آن گهرى كه بود پيرايهء عمر * و آورد زمانه طاق سرمايهء عمر از موى سپيدم سر پستان اميد * بنگر كه سياه مىكند دايهء عمر
* * *
مائيم بعفوِ تو تولّا كرده * وز طاعت و معصيت تبرّا كرده آنجا كه عنايت تو باشد ، باشد * ناكرده چو كرده كرده چون ناكرده
اشعار عربى شيخ يا منسوب به دو از اشعار فارسى او بيشترست و در انتساب قسمتى از آنها بابن سينا ترديدى نيست « 1 » . مشهورترين اين اشعار عبارتند از :
هامش
( 1 ) - بيشتر آثار عربى ابن سينا و يا منسوب باورا ابن ابى اصيبعه ( طبقات الاطبا ج 2 ص 10 - 18 ) -
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 308 | ذبيح الله صفا