تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
فردجان ( واقع در ناحيهء فراهان كنونى ) محبوس ساخت و او چهار ماه در آن قلعه مقيّد بود و در آنجا كتاب الهداية و رسالهء حىّ بن يقظان و كتاب القولنج را تأليف نمود و بعد از رهايى از حبس باز مدتى در همدان بود تا متنكّروار با شاگرد خود ابو عبيد جوزجانى و برادر و دو غلام خود در جامهء صوفيان از همدان بيرون شتافت و باصفهان نزد علاء - الدولهء كاكويه رفت و در خدمت آن پادشاه با حرمت بسيار پذيرفته شد و همواره در سفر و حضر و در جنگ و صلح با او بود و بتأليف و تصنيف و تعليم اشتغال داشت تا در سال 428 كه با علاء الدوله بهمدان ميرفت بيمار شد و در آن شهر درگذشت و همانجا مدفون گشت و اينك نيز قبر او آنجاست . ابو على مردى نيرومند و زيباروى و ظريف و از حيث قواى جسمانى بكمال بود . بر اثر نيرومندى فراوان از كار احساس خستگى نمىكرد و ازينجاست كه وزارت و منادمت سلاطين و تحمّل رنج سفر را با تأليف و تصنيف و تعليم همراه ميكرد و شبها تا ديرگاه بتحرير كتب و رسالات اشتغال ميورزيد و درين كار افراط مينمود و در عين حال از صرف قواى جسمانى هم امتناعى نداشت . از حدّت ذهن و ذكاى او نيز داستانهاى عجيب نقل شده و همين حدّت ذهن است كه او را در هجده سالگى قادر بفراغ از علوم عصر خود كرده و در طب بمعالجات عجيب و كشف طرق جديد نايل ساخته بود . نقص عمدهء ابو على درين بود كه از گفتار زشت و سخنان تند نسبت بفضلاى معاصر خود و حتى نسبت بگذشتگانى از قبيل افلاطون و رازى هم خوددارى نمىكرد . ابو الحسن على بن زيد البيهقى دانشمند مشهور قرن ششم مؤلف كتاب تتمة صوان الحكمة اين عادت ويرا نكوهيده و چند جا از آن بزشتى ياد كرده است « 1 » . ابو على بن سينا با بسيارى از معاريف عهد خود از طريق معاشرت و مكاتبت يا ردّ و ايراد كتب آنان رابطه داشته است مانند ابو بكر احمد بن محمد البرقى الخوارزمى كه ابو على سينا رسالهء اضحويّه را بنام او نوشته است - ابو سهل عيسى بن يحيى المسيحى الجرجانى كه ابو على با او از خوارزم به قصد گرگان بيرون آمد و ابو سهل در بيابان خوارزم بدرود حيات گفت ( حوالى 403 ) - ابو منصور حسن بن نوح القمرى البخارايى از اطّباء
هامش
( 1 ) - تتمة صوان الحكمة ص 27 و 30 و 33