منصور بن اسحق سامانى حاكم رى درآمد و به زودى رياست بيمارستانى را كه در آنشهر تأسيس شده بود برعهده گرفت و بعدها چندى در بغداد به همين شغل اشتغال داشت ليكن مدت توقف او در آنشهر بدرستى معلوم نيست زيرا چون او بزرگترين طبيب عهد شناخته شده بود غالبا مورد دعوت امراى عصر خويش بود ولى مسلما در هيچيك از دربارها نماند و قسمت بزرگى از حيات خود را در رى گذراند و در همين شهر نيز پنج روز گذشته از شعبان سال 313 وفات يافت « 1 » و عمرش در اين وقت بتاريخ قمرى شصت و دو سال و پنج روز و بتاريخ شمسى شصت سال و دو ماه بود . رازى در اواخر عمر بر اثر كثرت مطالعه و تحرير و تجارب كيمياوى بآبريزى چشم و سپس بكورى دچار شد .
ذكر آثار طبى رازى بعد ازين خواهد آمد اما از آثار فلسفى او كه متعدد و قابل توجّه بود و تمامى در فهرست كتب محمد بن زكريا كه ابو ريحان بيرونى ترتيب داده است آمده ، اكنون مقدار قليلى در دست است و از آن جمله است : القوانين الطبيعية فى الحكمة الفلسفية - الطب الروحانى - السيرة الفلسفية - مقالة فى ما بعد الطبيعة - قطعاتى از كتاب اللذة - العلم الالهى - القول فى القدماء الخمسة - القول فى الهيولى - القول فى الزمان و المكان - القول فى النفس و العالم .
پول كراوس « 2 » از آثار محمد بن زكريا مجموعهيى بنام « رسائل فلسفية لابى بكر محمد بن زكرياء الرازى » ترتيب داده است .
اهميت رازى در فلسفه بيشتر از آن جهت است كه او خلاف بسيارى از معاصران خود در فلسفه عقايد خاصى كه غالبا مخالف با آراء ارسطو بود ، داشته است . قاضى صاعد اندلسى ميگويد « 3 » « جماعتى از متأخّران كتبى بر مذهب فيثاغورس و پيروان او نگاشته و در آنها فلسفهء طبيعيهء قديم را تأييد كردهاند و از كسانى كه درين باب تأليفى دارد ابو بكر محمد بن زكرياء الرازى است كه از رأى ارسطاطاليس شديدا منحرف بود و او را بسبب جدا شدن از غالب آراء معلم خود افلاطون و ديگر فلاسفهء مقدّم بر او
هامش
( 1 ) - رسالة للبيرونى فى فهرست كتب محمد بن زكرياء الرازى ص 6
( 2 ) -Paul Kraus( 3 ) - طبقات الامم چاپ بيروت ص 33