بطريقى با عقايد او بمخالفت برخاستند .
فارابى
بعد از رازى بزرگترين فيلسوف مسلمين ابو نصر محمد بن محمد الفارابى است . وى از فاراب ماوراء النهر بوده است و در نژاد او بحث است چنان كه صاحبان تراجم اصل او را از تركان دانستهاند ولى در همان حال گفتهاند « كان ابوه قائد جيش و هو فارسى المنتسب » « 1 » و شهر زورى در تاريخ الحكما آورده است كه پدرش از سرداران سپاه سامانى و فارابى از سلالهء فارسى بود و ابن النديم كه معاصر آن فيلسوف بوده اصلا به ترك بودن وى اشارهيى ندارد بلكه تصريح به ترك بودن فارابى در آثار قرن ششم هجرى و بعد از آن ديده شده است .
فارابى از ماوراء النهر به قصد تحصيل علوم ببغداد رفت و بعد از كسب مهارت در عربيت در حلقهء درس ابو بشر متّى بن يونس حضور يافت و چندى بعد از بغداد بحرّان رفت و از يوحنّا بن حيلان قسمتى از منطق را آموخت و باز ببغداد برگشت و علوم فلسفى را آنجا فراگرفت و همهء كتب ارسطو را مطالعه كرد و بر معانى آنها واقف شد . پس از بغداد بمصر رفت و آنگاه به خدمت سيف الدوله ابو الحسن على بن عبد اللّه بن حمدان التغلبى ( 333 - 356 ) درآمد و نزد او در حلب و دمشق ماند و بتأليف و تعليم مشتغل بود تا در سال 339 درگذشت و درين هنگام هشتاد سال داشت و بنابرين ولادت او در حدود سالهاى 259 يا 260 اتفاق افتاد .
اهميت فارابى بيشتر در شرحهاى اوست بر آثار ارسطو و بسبب همين شروح هم او را « المعلّم الثانى » خوانده و در مقام بعد از ارسطو قرار دادهاند . بقول القفطى او كتب منطقيه را شرح نمود و مشكلات آنها را توضيح داد و اسرار آنها را كشف كرد و از مسائل منطقى هرچه مورد حاجت است در كتب صحيح العبارة گرد آورد و آنچه را كه از نظر الكندى و جز او فوت شده بود بيان كرد و درين باب كتب او در نهايت اتقان و كمال است . بايد گفت به همان نحو كه حنين بن اسحق و شاگردان او با نقل و تلخيص آثار جالينوس او را نزد مسلمين بعنوان طبيب مطلق و لازم الاتّباع معرفى كردند فارابى
هامش
( 1 ) - طبقات الاطباء ، ج 2 ص 134