تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

محمد بن زكرياء رازى

در همان اوان كه خراسان بوجود ابو زيد بلخى آراسته بود فيلسوف بزرگ ديگرى در رى روزگار ميگذرانيد بنام ابو بكر محمد بن زكرياء بن يحيى الرازى كه در طب و طبيعيات نيز مقام شامخى داشته و از مشاهير علماى جهان و يكى از نوابغ روزگار قديم است . ولادت او در غرّهء شعبان سال 251 در رى اتفاق افتاد و در همين شهر بتحصيلات ژرف خود در فلسفه و رياضيات و نجوم و ادبيات مبادرت كرد و بعيد نيست كه توجّه او به تحصيل علم كيميا نيز در ايام جوانى صورت گرفته باشد . توجّه و اشتغال وى بعلم طب بعد از سنين جوانى و بقول ابو ريحان بيرونى پس از مطالعات و تجارب آن استاد در كيميا صورت گرفت و نتيجهء عارضه‌يى بود كه در چشم وى از تجارب كيميا وى پديد آمد . معلّم او را در علم طب على بن ربّن الطبرى دانسته‌اند و اين مطلقا نادرست به نظر ميآيد زيرا ابن ربّن تا سال 224 هجرى كه سال اسارت مازيار بن قارنست دبير او بود و بعد از آن ببغداد رفت و ميان اين تاريخ و تاريخ ولادت محمد بن زكريا 27 سال است و چون رازى بتصريح ابو ريحان و ابن ابى اصيبعه طب را در سنين كبر فراگرفت بايد بر اين بيست و هفت سال دست‌كم بيست و پنج سال ديگر بيفزاييم و بسيار بعيد به نظر ميرسد كه على بن ربّن تا اين غايت كه مصادف با اواسط نيمهء دوم قرن سوم ميشده زنده مانده باشد . معلّم رازى در فلسفه نيز بدرستى معلوم نيست . ابن النديم گفته است « 1 » مردى معروف به « البلخى » كه در بلاد مختلف ميگشت استاد رازى در فلسفه بوده و مدعى است كه كتبى را در علوم مختلف به خط او ديده و در عهد او آثار بلخى در خراسان شهرت فراوان داشته است . ظاهرا مراد ازين « البلخى » كه در خراسان شهرت بسيار داشته همان ابو زيد احمد بن سهل البلخى فيلسوف بزرگ خراسان و شاگرد كندى است كه ذكر او گذشت . ناصر بن خسرو قباديانى سمت استادى رازى را در فلسفه به مردى مشهور به « ايرانشهرى » داده و آورده است كه رازى سخنان او را كه استاد و مقدّم وى بود بالفاظ زشت ملحدانه بازگفته است « 2 » . بهرحال رازى پس از شهرت در طب به خدمت ابو صالح
هامش
( 1 ) - الفهرست ص 416 ( 2 ) - زاد المسافرين چاپ برلين ص 98