از زبان فارسى به عربى كرده است اين كتب را ، اگرچه ربطى بعلوم ندارد ، ذكر ميتوان كرد : حديث قسيم السرور ( - شادبهر ) و عين الحيوة - حديث اورمزديار و مهريار - حديث صنمى الباميان ( - سرخبت و خنگبت ) - حديث دادمه و گرامىدخت « 1 » .
سير علوم حكمى تا قرن پنجم
قرن چهارم دورهء نضج علوم عقلى در تمدن اسلامى است .
مجاهدات علماى ممالك اسلامى در قرنهاى دوم و سوم براى نقل علوم عقلى به زبان عربى اگرچه كوششى مداوم و پرحاصل بوده ليكن بيشتر حكم مقدمهيى براى ظهور واقعى علماى بزرگ تمدن اسلامى در قرن چهارم داشته است . تا دورهيى كه ابو على سينا فيلسوف بزرگ پايان قرن چهارم شروع بتحصيلات و مطالعات خود ميكرد ، يعنى تا اواخر قرن چهارم هنوز غالب كتب تحصيلى متعلّمان حكمت و فنون مختلف علمى عبارت بوده است از ترجمههايى كه از آثار علماى آتن و اسكندريه يا شارحان آنان به زبان عربى صورت گرفته و يا تأليفات پراگندهيى كه در ابواب علوم اوائل شده بود ، ولى اين تأليفات در تمام انواع علوم پديد نيامده و چنان كه بايد كامل نبوده است و اگر متعلّمى آرزوى اطلاع از جميع ابواب حكمت و علوم داشت مىبايست از آثار مؤلّفان متعدد استمداد كند و كتب گوناگون را مطالعه نمايد . عيب ديگر كار در تحصيل علوم اوائل آن بوده است كه غالب كتب تحصيلى منقول از آثار متقدمان بترجمههاى نارسا بود زيرا اولا بعض مترجمان آن كتب خود از اهل فن نبودند و ثانيا زبان عربى كه كتب مذكور را بدان نقل مىكردهاند هنوز چنان كه ميبايست آمادهء قبول مطالب مختلف علمى نشده بود . اين امر باعث مىشد كه غالب متعلّمان هنگام مطالعهء كتب مذكور در فهم آنها درمانند و چنان كه بايد بكنه مقاصد فلاسفه و علماى پيشين نرسند . غالبا هم از يك كتاب مشهور چند ترجمه با اختلافاتى بسيار وجود داشت و متعلّم مىبايست براى درك همهء مطالب آن كتاب چند ترجمه را ببيند و مدتى وقت درين راه صرف كند . مثلا از المجسطى بطلميوس كه شامل اطلاعات وسيع در نجوم و رياضيات است ترجمههايى
هامش
( 1 ) - راجع به اين ترجمههاى مختلف رجوع شود به : رسالة للبيرونى فى فهرست كتب محمد بن زكرياء الرازى بتصحيح پول كراوس( Paul Kraus )پاريس 1936