تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
ابو الحسن على بن عمر البغدادى الدار قطنى « 1 » محدّث بزرگ و فقيه مشهور شافعى و عالم باختلاف الفقها ، صاحب كتب بسيار در فقه و حديث بود و بسال 385 درگذشت . ابو بكر محمد بن منذر النيسابورى از ائمهء بزرگ حديث متوفى بسال 316 ابو بكر احمد بن الحسين البيهقى مصنّف بزرگ در حديث و فقه و مؤلف السنن الكبير و السنن الصغير ( م . 458 ) محدثين قرن چهارم در اصلاح تصحيفات احاديث و تبويب و جرح و تعديل آنها كوشش بسيار كردند . تحقيق در باب رجال حديث و جدا كردن محدثين ثقه و ضعيف از يكديگر و تأليف كتب طبقات در قرن چهارم معمول بود و حتى طبقات محدثين هريك از بلاد را هم مورد مطالعه قرار ميداده‌اند . مثلا ابى نعيم احمد بن عبد الله اصفهانى ( م . 430 ) در كتاب « ذكر اخبار اصبهان » « 2 » و خطيب بغدادى ( م . 463 ) صاحب تاريخ بغداد طبقات محدثين مربوط به اين دو شهر را در نهايت استقصاء آورده‌اند . از جملهء اين گونه كتب در اوايل قرن پنجم يكى طبقات الفقهاء ابو اسحق شيرازى ( م . 476 ) است . علم فقه در قرن چهارم بيشتر به طرف توقف و تسجيل رفته و كمتر متوجه ابتكار بوده است . دورهء ابتكار در تشريع دورهء پيش ازين عهد بوده و عهدى كه در آن مشغول مطالعه‌ايم دورهء اعتقاد بفقهاى بزرگ قديم و بحث در احوال و احكام و عقايد آنان و قبول روش برخى و ترك روش بعضى ديگر بوده است . درين قرن در شهرهاى ايران مذاهب مختلفى وجود داشت كه برخى به طرف ضعف و فراموشى ميرفتند و بعضى قوّت مىيافتند . المقدسى راجع بمذاهب مردم ايران در هرناحيه توضيحات و اطلاعاتى داده است . از اوايل قرن چهارم مقارن فوت محمد بن جرير الطبرى ( 310 ) حنابله در بغداد قوّت بسيار يافته بودند و اين تنها مذهب اهل حديث است كه درين قرن قوّت يافته بود زيرا ساير مذاهب اهل حديث مانند مذهب
هامش
( 1 ) - منسوب بدارقطن يا دار القطن نام محله‌يى از بغداد . رجوع شود به معجم البلدان ياقوت ( 2 ) - براى اطلاع از احوال او رجوع شود به طبقات الشافعيهء سبكى ج ص 7 - 11