تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
در بلاد كند امام متيقّظ و حافظ حديث شد « 1 » . البته مرسوم شدن اين روش دليلى براى از ميان رفتن روش قدما در جمع‌آورى حديث نبود چنان كه يكى از رحّالان بزرگ در اواخر قرن چهارم فوت شده و او ابن منده ( م . 395 ) است كه بعد از رحلت متمادى با مقدار كثيرى از كتب حديث و احاديثى كه جمع كرده بود بموطن خود بازگشت و ابو حاتم محمد بن حبان سمرقندى ( م . 354 ) گفته است : « شايد ما علم حديث را از هزار استاد ميان چاچ و اسكندريه اخذ كرده باشيم » . او مدتى در سمرقند سمت قضا داشت و عدهء زيادى براى اخذ علم از وى بدانشهر رفتند « 2 » ، و ابو يعقوب القراب السرخى ( م . 429 ) هم بروش فوق بيشتر از يكهزار و دويست استاد را براى اخذ حديث ملاقات كرد « 3 » . بنابرين دو روش متضاد در قرن چهارم براى جمع احاديث در ميان بود و به همين سبب ميان علما درين باب اختلافى وجود داشت . مثلا نسبت بابو الفرج اصفهانى كه الدار قطنى محدّث مشهور ازو استماع حديث كرده است اين عيب را گرفته‌اند كه معمولا وارد سوق الورّاقين ( بازار كتابفروشان ) كه دكان‌هاى آن مملو از كتب مختلف بود ، مىشد و مقدار زيادى كتاب ميخريد و به خانه ميبرد و همهء روايات خود را از آنها استفاده مىكرد « 4 » . با تمام اين احوال معمول شدن مطالعهء احاديث در كتب مشهور حديث باعث شد كه حفّاظ بزرگى در قرن چهارم براى احاديث پيدا شوند و سرعت در تعلّم علم حديث فزونى گيرد « 5 » . از بزرگترين محدّثين قرن چهارم و اوايل قرن پنجم غير از آنان كه ذكر كرده‌ايم رجال ذيل را در بغداد و شهرهاى ايران ميتوان نام برد :
هامش
( 1 ) - حسن المحاضرة از سيوطى ج 2 ص 164 نقل از الحضارة الاسلامية ( 2 ) - طبقات الشافعيهء سبكى ج 2 ص 141 ( 3 ) - ايضا ج 3 ص 114 ( 4 ) - الحضارة الاسلامية ج 2 ص 316 ( 5 ) - ايضا ص 317 - 318
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 273 | ذبيح الله صفا