تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
و ائمهء فقه و طلبهء علم روى بدان نهادند و به تحصيل علم مشغول شدند و از اوقاف مدرسه وجوه رواتب و مواجب ايشان موظّف ميگشت « 1 » » . حمد اللّه مستوفى نيز از وجود مدرسه‌يى در غزنين بعهد سلطان محمود خبر داده است « 2 » . چنان كه ازين شرح برميآيد شمارهء مدارس قرن چهارم با آنكه هنوز ابتداى تأسيس آنها در ممالك اسلامى بوده است ، قابل توجهست و اينكه برخى از محققان قديم گفته‌اند كه نظام الملك نخستين بانى مدارس است متوجّه وجود اين مدارس پيش از عهد نظام الملك نبوده‌اند . از خصائص اين مدارس يكى آن بود كه معمولا هريك از آنها براى فرقهء معيّنى از فرق اسلامى تأسيس مىشد و پيروان فرق ديگر را در آن اجازهء ورود نمىدادند و فقط مباحث فقهى و كلامى آن فرقهء معين را در آنجا تدريس ميكردند . هريك ازين مدارس مدرّسان مخصوص داشت و در بعضى از آنها براى مدرّسان و محصّلان راتبهء خاص معين ميشد . تعليم علوم حكمى در اين مدارس ممنوع بود زيرا واقفان اين مدارس به قصد اجر اخروى بتأسيس مدارس مذكور قيام ميكردند و طبعا بتعليم علوم اوايل كه مكروه و ممنوع بوده در آنها رضا نميدادند . پس اين مدارس وسيلهء نشر علوم دينى و علوم لسانى و ادبى عرب ، كه لازمهء علوم دينى بوده است ، مىشد و از رواج علوم حكمى ميكاست و در همانحال وسيلهء مؤثرى براى ترويج زبان و ادب عربى در ايران بود . براى تعليم علوم عقلى معمولا مراكز رسمى و عمومى وجود نداشت و اين‌گونه حوزه‌هاى درس اختصاصى بود مگر تعليم فنّ طب كه بيشتر در بيمارستانها صورت ميگرفت . اينك ميپردازيم بذكر هريك از علوم درين عهد :

1 - علوم شرعيّه

علوم شرعيه دنبالهء ترقيات قرنهاى دوم و سوم را درين عهد طى ميكرد . در علم قراءت قرآن از اوايل اين عهد دسته‌يى مانند ابو الحسن محمد بن احمد
هامش
( 1 ) - ترجمهء تاريخ يمينى ص 422 - 423 ( 2 ) - تاريخ گزيده ص 401