تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
كه آن هم در قرن ششم آباد و قبر حنّانى در آن واقع بود . سوم براى طايفهء كرّاميه بنام ابو عسكر عبد اللّه و ابو سهل پسران ابو ذر محمد بن محمد المطوعى ( م . 401 ) در كوى شادراه نشابور كه در قرن ششم ويران شده بود . چهارم براى سادات و اتباع ايشان يعنى شيعه و عدليه ( معتزله ) و زيديه بنام امام على بن عبد اللّه بن احمد نيشابورى معروف به ابن ابى الطيب ( م . 418 ) در كوى اسفريس نشابور « 1 » . معروفست وقتى كه ابو القاسم عمرو اين كار را كرد « صاحب بريد بسلطان محمود انهاء كرد ، سلطان غلام فرستاد و او را به حضرت غزنى بردند فى جمادى الاولى سنة اربع عشرة و اربعمائه . چون به حضرت غزنى رسيد سلطان با وى عتاب كرد كه چرا يك مذهب را كه معتقد تست نصرت نكنى و ائمهء آن طايفه را مدرسه بنا ننهى ؟ جملهء طوايف را چون يك شخص مدرسه سازد و تربيت كند بر خلاف معتقد خويش كارى كرده باشد و هركه بر خلاف معتقد خويش كارى كند ريا و سمعه را بود نه تقرّب را بحقّ تعالى . پس شفعا مراسم شفاعت اقامت كردند تا خلاص يافت ! » « 2 » . براى امام ابو القاسم قشيرى هم در سال 437 مدرسه‌يى در نيشابور ساخته شد . در شهرهاى ديگر ايران هم تا اوايل قرن پنجم چند مدرسه ساخته شد مثلا در سبزوار خواجه اميرك از بزرگان قرن چهارم مدرسه‌يى ساخت كه در قرن پنجم داير بود و امام احمد بن على بيهقى خسرو گردى فقيه معروف بامر نظام الملك از خسرو گرد ( در ناحيهء بيهق ) بسبزوار منتقل شد و در آن مدرسه مأوى ساخت « 3 » . ابو العباس فضل بن احمد اسفراينى كه تا سال 401 وزير محمود غزنوى بود در بلخ مدرسه‌يى بنا كرد « 4 » . هنگامى كه سلطان محمود ( متوفى بسال 421 ) از فتح قنّوج بازميگشت ( 409 ) مسجد جامعى در غزنين بنا كرد و « در جوار اين مسجد مدرسه‌يى بنا نهاد و آن را بنفائس كتب و غرائب تصانيف ائمه مشحون كرد مكتوب بخطوط پاكيزه و مقيّد بتصحيح علما و فقها ،
هامش
( 1 ) - رجوع شود به تاريخ بيهق ص 194 - 195 و صحائف 185 و 205 و 220 - 221 ( 2 ) - تاريخ بيهق ص 194 - 195 ( 3 ) - تاريخ بيهق ص 207 ( 4 ) - جوامع الحكايات و لوامع الروايات عوفى