هم اين سنّت از قرن دوم و سوم ببعد معمول بود و در بسيارى از مساجد كه در بلاد اين كشور ايجاد شد بنابر اطلاعات و شواهدى كه در دست داريم حوزههاى تدريس داير بود و از آن جمله است در سيستان « 1 » و بخارا « 2 » و بلخ و هرات و فارس و غيره « 3 » . در نيشابور كه تا حملهء مغول از امّهات بلاد اسلامى بود ازينگونه مساجد بزرگ كه مركزيت تعليم داشته باشد بسيار وجود داشت مانند مسجد مطرزى « 4 » و مسجد قديم نيشابور و جامع منيعى . جامع منيعى نيشابور كه آن را ابو على حسّان بن سعد از بزرگان نيشابور ( م . 463 ) ساخته بود ، كتابخانهء معتبرى داشت كه در سال 548 در حملهء غزان بغارت رفت و دانشمندان بزرگى در آنجا تدريس ميكردند مانند اسعد بن مسعود العتبى نيشابورى متولد بسال 404 كه در آن مسجد مجلس املاء داشت و درين مجلس محدّثين و ائمهء وقت حاضر ميشدند « 5 » و مانند مسجد عقيل كه كتابخانهء بزرگى داشت « 6 » .
هريك از استادان درين مساجد حلقههايى تشكيل ميدادند و در آنها بتعليم علومى از قبيل حديث و قراءت قرآن و علوم ادبى و فقه مبادرت ميشد و اين رسم همهء مساجد اسلامى بود كه در آنها حلقههايى براى تعليم و املاء احاديث و علوم از طرف دانشمندان و ائمهء مشهور تشكيل مىشد . اهميت اين حلقهها بسته بمقام استاد و ارزش موضوع درس بود چنان كه گاه بعضى از حلقات بىاندازه وسعت مىيافت و قسمت بزرگى از مساجد را شامل مىگرديد .
در ايران هم وضع به همين منوال بود و در مساجد و جوامعى كه در شهرهاى معروف موجود بود ازينگونه حلقات تشكيل مىيافت و در آنها فقها و محدّثان و مفسّران و قرّاء بزرگ تدريس ميكردند . مثلا شيخ ابو محمد عبد اللّه الجوينى پدر امام الحرمين جوينى
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ص 89
( 2 ) - تاريخ بخارا ص 67 و 69
( 3 ) - دائرة المعارف اسلامى ج 3 ص 401
( 4 ) - راحة الصدور چاپ ليدن ص 180
( 5 ) - معجم الادبا ج 2 ص 97 - 98
( 6 ) - تاريخ بيهق ص 21