با شيعه از در مخالفت در نمىآمدند و تنها چنان كه خواهيم ديد يكچندى با دعات اسمعيليه مخالفت ميكردند و با اينحال نصر بن احمد خود در شمار طرفداران آنان درآمد و گروهى از درباريان او هم بفاطميين متمايل شدند و گويا رودكى شاعر نيز يكى از آنان بود چنان كه معروفى بلخى دربارهء او گفته است :
از رودكى شنيدم استاد شاعران * كاندر جهان بكس مگر و جز بفاطمى
و مراد او از فاطمى خليفهء قاهره است .
در بغداد و ممالك تابعهء آل بويه شيعه در اقامهء مراسم مذهبى خود آزاد بودند و حتى در لعن و سبّ مخالفان خاندان رسالت و غاصبان حقّ و قتلهء آنان جنبهء افراط مىپيمودند و همين امر هم غالبا ببروز مناقشات و مجادلات سخت ميان فرق اهل سنّت و آنان منجر مىشد .
بعد از غلبهء سلطان محمود بر خراسان و عراق و تسلّط سلاجقه بر ايران ، شيعه دچار مخالفت سخت دولتها گرديدند و محمود بنابر آنچه پيش ازين گفتهايم در آزار اين فرقه راه افراط مىپيمود .
قرن چهارم مصادف است با دورهء غيبت امام منتظر و اين امر از چند جهت در عالم تشيّع مؤثر واقع شد نخست از آن باب كه از ادامهء تشعّب شيعيان جلوگيرى كرد و دوم از آنروى كه با غيبت امام مسألهء اجتهاد و موضوع انتخاب كسى از ميان علماى شيعه كه اعلم و اتقى از ديگران باشد بعنوان نايب امام به پيش آمد و همين امر باعث تكامل علوم مذهبى شيعه از قبيل حديث و فقه و كلام شد چنان كه بزرگترين علماى شيعه يعنى ابو يعقوب كلينى و شيخ صدوق و شيخ ابو جعفر محمد بن حسن طوسى بعد ازين تاريخ ظهور كردند و اهمّ كتب مذهبى شيعه يعنى اصول كافى و من لا يحضره الفقيه و تهذيب و استبصار را بوجود آوردند .
فرقهء اسمعيليه
از ميان فرق شيعه در اين عهد فرقهء اسمعيليه از باب تأثيرى كه در اوضاع دورهء مذكور دارند بايد بيش از ديگران مورد توجه باشند . ظهور اين فرقه اصلا نتيجهء اختلاف در امامت اسمعيل بن جعفر الصادق با برادر او موسى بن جعفر بوده است . قائلين به حفظ امامت در