توفيق پيش اشعرى خلق قدرتست بر طاعت و خذلان خلق قدرتست بر معصيت .
آنچه در سمع واردست از اخبار امور غايبه ، مثل لوح و عرش و كرسى و جنّت و نار ، اعتقاد به آن بر ظاهر چنان كه آمده واجبست و آنچه راجع بامور مستقبله در آخرت ورود يافته از قبيل سؤال قبر و ثواب و عقاب و ميزان و حساب و صراط و انقسام فريقين ببهشتى و دوزخى ، اعتقاد به آن نيز واجبست .
امامت باتفاق و اختيار نه بنصّ و تعيين ثابت مىشود و به اين ترتيب طريقهء اهل سنّت را تأييد مىكند .
راجع به قرآن اشعريه خلاف قول معتزله معتقد بقدم آنند و قول بخلق قرآنرا از فضايح اعتقادات معتزله مىشمرند .
اين قوم علّيت و عدالت هردو را انكار مىكنند تا با بطلان نخستين معجزات را به نحوى كه ورود يافته اثبات كنند و با بطلان اصل دوم پايهء اعتقاد به اختيار راسست نمايند .
بر رويهم ميتوان چنين نتيجه گرفت كه اشعريه در اصول عقايد خود پيرو همان مسائلى هستند كه اصحاب حديث بر آن ميرفتهاند مانند قدم كلام اللّه ، جبر ، اكتفا بظواهر آيات و اخبار به نحوى كه ورود يافته است ، عدم تأويل ، تعبّد و تقليد و عدم توسّل بعقل ، رؤيت بارى تعالى ، زائد بودن صفات بر ذات و قديم بودن هريك ، و امثال اينها .
نقص عمدهء اين مذهب در اعتماد مطلق آن بورود اخبار و سنن است بدون اعتقاد بتعقّل و تصرّف و تأويل . اعتقاد شديد اشعرى باحمد بن حنبل ميزان دقيقى است براى سنجش افكار و عقايد او و با نقل قول ذيل مىتوان بكنه انديشهء اين مرد پى برد . اشعرى گفته است : « ديانت من تمسّك بكلام اللّه و سنّت پيغامبر است و آنچه از اصحاب او و ائمهء حديث و تابعين روايت شده است ، و من چنگ در اين حقايق زدهام و على الخصوص بدانچه احمد بن حنبل نضّر اللّه وجهه و رفع درجته و اجزل مثوبته ، گفته است و من با مخالفان قول او اختلاف ميورزم زيرا احمد امام فاضل و رئيس كاملى بود كه خداوند بوسيلهء او حقّ را در حين ظهور باطل آشكار ساخت . » « 1 »
اشعرى در مخالفت با همهء اصول معتزله بشدّت اصرار ميورزيد و با دقت در عقايد
هامش
( 1 ) - الحضارة الاسلامية فى القرن الرابع ج 1 ص 338