اولين متنهاى رسمى در مسائل اعتقادى بود كه بوسيلهء خلفا فراهم شده و بر روش اهل حديث و مخالف مقالات معتزله و شيعه و بسيارى از فرق ديگر بوده است « 1 » .
اين گونه توجهات كه از جانب خلفا و امرا نسبت بمذهب اصحاب حديث ميشد وسيلهء مؤثرى براى رواج آن مذهب و مذاهب متمايل به آن و توجه كلى مردم بامور دينى گرديد چنان كه بعد از قرن پنجم دورهء نفوذ شديد فقها پيش آمد و آن قوم نهتنها مرجع امور شرعى بودند بلكه در امور سياسى و كلّى نيز دخالت كردند و سخن آنان در نزد شاهان و وزراء و حكّام تأثير بسيار يافت چنان كه حتى توانستند بتغيير دادن مذاهب شاهان هم مبادرت كنند .
معروفست كه ابو بكر عبد اللّه بن احمد مروزى معروف به قفّال ( 327 - 417 ) از فقهاى بزرگ شافعى در نزد محمود غزنوى راجع بتفاوتهاى دو مذهب شافعى و حنفى سخنانى گفت و نماز را بر هردو مذهب در خدمت او گزارد و ترتيبى داد تا سلطان دست از مذهب حنفى كشيد و بمذهب شافعى گراييد . ابن خلّكان ميگويد : سلطان محمود بر آيين حنفى بود و بعلم حديث و لوعى داشت و در حضور او بحث در احاديث و علم حديث معمول بود و خود از احاديث استفسار مىكرد و چون غالب احاديث را موافق مذهب شافعى يافت فقهاء فريقين را در مرو گرد آورد و ازيشان دليل رجحان يكى از اين دو مذهب را بر ديگرى خواستار شد و قرار بر آن نهادند كه در خدمت او دو ركعت نماز بر سنّت شافعى و دو ركعت بر سنّت حنفى بگزارند تا سلطان بنگرد و تفكّر كند و هريك را كه بهتر يافت برگزيند امام قفّال مروزى شافعى عهدهدار اين امر شد و سلطان بعد از آن بمذهب شافعى گرويد .
وضع شيعه
وضع شيعه در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم از ميان ساير قرون ممتازست زيرا درين دوره بر اثر غلبهء سادات طالبيه و امراى آنان از قبيل اسفار و ماكان و مرداويج و آل بويه قسمت بزرگى از ايران تحت تسلّط دولتهاى طرفدار تشيّع يا دولتهاى غير مزاحم نسبت به شيعه قرار داشت . آل سامان هم بر اثر بىآزارى خود نسبت باهل اديان و مذاهب مختلف
هامش
( 1 ) - خصوصا رجوع شود به الحضارة الاسلامية فى القرن الرابع الهجرى ج 1 ص 340 - 343