تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
شهرستانى در ذكر عقايد اشعرى چنين ميگويد : مذهب او در وعد و وعيد و اسماء و احكام و سمع و عقل از هرحيث مخالف معتزله است . او گفته است : ايمان عبارتست از تصديق بقلب ، اما قول بلسان و عمل باركان از فروع آنست و كسى كه بقلب تصديق كرد يعنى بوحدانيت خداى تعالى اقرار آورد و بپيغامبران و آنچه از خداوند برسالت آورده‌اند از روى قلب اعتراف كرد ، ايمان او درست است و اگر هم در همان حال بميرد مؤمن و رستگار شمرده مىشود و مؤمن جز بانكار ايمان و لوازم آن از ايمان خارج نميگردد . صاحب گناه كبيره اگر بدون توبه بميرد حكم او با خداوند است ، يا او را برحمت خود ميآمرزد و يا بشفاعت پيغامبر مىبخشد و يا به مقدار جرمش عذاب مىكند . و اما اگر توبه كند آمرزيدن او بر خداوند واجب نيست زيرا خداوند موجب است و چيزى بر او واجب نميشود و اعتقاد بقبول توبه تنها مبتنى بر سمع است . خداوند مالك خلق خود است ، آنچه ميخواهد مىكند و بهرچه اراده كرد فرمان ميدهد ، اگر همهء خلق جهانرا ببهشت برد مرتكب حيفى نشده است و اگر همه را به آتش افگند ظلمى نكرده است چه ظلم عبارتست از تصرّف در آنچه ما يملك متصرّف نيست ، يا عبارتست از وضع شىء در غير موضع خود ، در صورتى كه خداوند مالك مطلق است و ازينروى نه ظلمى بر او متصوّر است و نه جورى به دو منسوب . راجع برؤيت خداوند گفته است كه هرچه موجود باشد مرئيست و چون بارى تعالى موجودست پس مرئى خواهد بود . قال اللّه تعالى وجوه يومئذ ناضرة الى ربّها ناظرة . در اثبات سمع و بصر و يدو وجه براى خداوند گويد : اين جمله صفات جبريست كه چون سمع به آن ورود يافته اقرار به آن واجب باشد به آن طريق كه شرع به آن وارد است ، و باريتعالى عالم است بعلم و قادرست بقدرت و حىّ است بحيات و مريدست باراده و متكلّم است بكلام و سميع است بسمع و بصيرست ببصر و همهء اين صفات هم قديم است . بعقيدهء او موجد امور « به غير از واجب الوجود نتواند بود بحقيقت و غير واجب الوجود از اسباب معدّات باشد قبول وجود را نه آنكه احداث حقيقت وجود كند » .