تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
امرى معتاد گشت ، تسليم به قضا و قدر و تقليد از اسلاف بدون آوردن نظر جديد ! از اين پس تمام كتب و آثار يا عبارتست از نقل اقوال و عقايد پيشينيان در صورتى كه مقبول عقايد متعصبانه باشد ، و يا عبارتست از اثبات اقوال آنان لاغير ، و از بدبختى اين فكر حتى بفلاسفه و علما هم سرايت كرد . ضربت عظيم اهل حديث و سنّت بتمدن و علوم در آن بود كه تفكّر را در اصول دين و عقايد و احكام و احاديث و آيات و تميز خطا را از صواب بوسيلهء عقل و نظاير آنها امرى زائد و نزديك بكفر و جسارت دانستند و در حقيقت آن را تحريم كردند و داستان مخالفتهاى شديد گروهى از پيشروان مذاهب اسلامى و فقها با علوم اوائل و حكما و علما از همين اوان در تاريخ تمدن اسلامى پديد آمده است كه قوّت آن على الخصوص در قرن پنجم و ششم بود « 1 » .

مذهب اشعرى

يكى از علل بزرگ ضعف معتزله پيدا شدن مذهب اشعريه است ابو الحسن على بن اسمعيل الاشعرى از اعقاب ابو موسى اشعرى است كه بسال 260 هجرى ، دوازده سال پيش از قتل متوكل ، ولادت يافت . وى شاگرد ابو على جبّائى بود و بدين‌ترتيب در ميان معتزله تربيت شد و مانند آنان بسلاح منطق و فلسفه مسلّح گرديد و در حدود چهل سالگى از طريقهء معتزله دست برداشت و باقى حيات را در مبارزه با آنان گذراند و كتب بسيار در اثبات روش خود تأليف كرد . ابن خلّكان « 2 » ميگويد كه اشعرى در آغاز امر معتزلى بود سپس روز آدينه‌يى در مسجد جامع بصره آشكارا از قول بعدل و خلق قرآن توبه كرد و بر تختى رفت و با صوت بلند چنين گفت : « . . . تاكنون معتقد بخلق قرآن بوده‌ام و مىگفتم كه خداوند به چشم ديده نميشود و فاعل افعال بد منم « 3 » و اكنون توبه كردم و اين اعتقاد را از خويش مسلوب ساختم و معتقد بردّ بر معتزله‌ام و از فضائح و معايب آنان دورى جسته‌ام . »
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از كيفيت اين مخالفتها رجوع شود به تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ج 1 چاپ اول ص 138 - 151 ( 2 ) - وفيات الاعيان چاپ مصر ج 1 ص 464 ( 3 ) - كنايه است از مسألهء اختيار كه از اصول عقايد معتزله بود .