است كه خرّميه از اتباع بابكند و قرآن ميخوانند ولى در باطن اعتقادى باسلام ندارند « 1 » .
البغدادى صاحب كتاب الفرق بين الفرق كه بسال 429 درگذشته است از مذهب خرّميه كه شعبهيى از آيين مزدكى بود و رسومى كه در جبال خود داشتهاند سخن ميگويد و مدعيست كه اين قوم تظاهر باسلام ميكنند ولى در سرّ نماز نميخوانند و روزه نمىگيرند و بجهاد با كفّار عقيده ندارند و راجع بمازياريه اتباع مازيار بن قارن هم همين قول را دارد « 2 » . نظام الملك هم در اشارهيى كه بخرّم دينان كرده به نحوى سخن گفته است كه معلوم ميدارد آن قوم در اواخر قرن پنجم باقى بودهاند « 3 » و همچنين محمد بن عبد الكريم شهرستانى كه در اوايل قرن ششم ميزيسته بوجود خرّميه و مزدكيه و سنباديه در عراق و ماوراء النهر و آذربايجان اشاره كرده است « 4 » .
شمارهء يهوديان هم در ايران قرن چهارم و آغاز قرن پنجم بسيار بود چنان كه بنابر بعضى از اقوال در همدان تقريبا 30000 و در اصفهان 15000 و در شيراز 10000 و در غزنين 8000 و در سمرقند 30000 يهودى زندگى ميكردند « 5 » . المقدسى ميگويد در خراسان يهودى بسيار و نصارى كماند « 6 » و در جبل هم عدد يهود از نصارى بيشترست « 7 » .
به همين نحو هم در خوزستان عدد يهود و مجوس بر نصارى برترى داشت « 8 » و معمولا رئيس يهوديان را در طرف مشرق ممالك اسلامى « رأس الجالوت » ميناميدند كه در بغداد سكونت داشت « 9 » .
از دورهء خلافت متوكل به نحوى كه خواهيم گفت براى پوشش اهل ذمّه شرائط
هامش
( 1 ) - صورة الارض ص 372
( 2 ) - الفرق بين الفرق چاپ دوم ص 161
( 3 ) - سياستنامه چاپ مرحوم عباس اقبال ص 287 - 288
( 4 ) - الملل و النحل چاپ تهران ص 80 - 81 و 124
( 5 ) - الحضارة الاسلامية فى القرن الرابع ج 1 ص 62
( 6 ) - احسن التقاسيم ص 323
( 7 ) - ايضا ص 394
( 8 ) - ايضا ص 414
( 9 ) - الحضارة الاسلامية ج 1 ص 61