تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
اوايل دورهء سامانى كه دعوى امارت داشت و در مرو ساكن بود نسب خود را بيزدگرد شهريار ميرسانيد « 1 » ؛ و ابو منصور محمد بن عبد الرزاق سپهسالار خراسان كه او نيز داعيهء امارت داشت خود را از تخمهء سپهبدان ايران مىدانست « 2 » و نسب خود را بگيو پسر گودرز كشوادكان و ازو بمنوچهر و فريدون و جمشيد ميكشانيد « 3 » ؛ و وزير او ابو منصور المعمرى نيز درين امر از مخدوم خود پيروى ميكرد « 4 » ؛ و پسران بويهء ماهيگير چون بامارت و سلطنت رسيدند بجعل نسب‌نامه‌يى براى خود ناگزير شدند و نژاد خويش را ببهرام گور رسانيدند « 5 » ؛ و آل زيار نژاد خود را به آغش و هادان مىكشانيدند « 6 » و كار غلوّ در اين موضوع بجايى كشيده بود كه غلامان نوخاستهء ترك و مهاجمان زردپوست اوايل قرن پنجم هم بجعل نسب براى خود مبادرت ميكردند مثلا آل سبكتكين نسبت خود را بيزدگرد شهريار ميرسانيدند و سلجوقيان مدعى بودند كه نژادشان بافراسياب ميكشد « 7 » . جعل اين نسب‌نامه‌ها كه مورد اعتراض برخى از محققان آن عصر مانند ابو ريحان بيرونى قرار مىگرفته دليل قاطعى است بر آنكه ملت ايران در قرن چهارم بموضوع اصالت نژادى اهميت ميداد و كسانى را سزاوار سرورى ميشمرد كه از تخمهء بزرگان و آزادگان باشند . غير از امرا و مدعيان امارت بسيارى از خاندانهاى قديم ايرانى از قبيل خاندان هايى كه قبلا گفته‌ايم هنوز در قرن چهارم باقى بوده‌اند و از اين ميان على الخصوص دهقانان را بايد ذكر كرد كه در قرن چهارم بوفور در ماوراء النهر و خراسان بسر ميبرده و از ميان آنان افراد مشهورى از قبيل ابو منصور محمد بن عبد الرزاق و احمد بن سهل و فردوسى و امثال آنان برخاسته و در تاريخ ايران شهرت يافته‌اند .
هامش
( 1 ) - زين الاخبار ص 20 ( 2 ) - مقدمهء قديم شاهنامه . بيست مقالهء قزوينى جزء دوم چاپ تهران ص 23 ( 3 ) - ايضا ص 52 - 56 ( 4 ) - همان كتاب ص 57 ( 5 ) - الآثار الباقيه چاپ لايپزيگ ص 38 . مجمل التواريخ و القصص ص 390 - 391 ( 6 ) - مجمل التواريخ و القصص ص 388 - قابوسنامه چاپ اصفهان ص 2 ( ارغش فرهادان ) ( 7 ) - سياستنامه چاپ مرحوم عباس اقبال ص 4