غلبه با عنصر ايرانى بود و حكومت ايران تقريبا در همهء آن دوره در دست ايرانيان بود مگر مدتى كه غلامان ترك غزنوى و مهاجمان تركنژاد ايلك خانى در مشرق ايران قدرت يافتند و شروع ببرانداختن خاندانهاى ايرانى كردند ولى در همان مدت مركز و شمال و جنوب و مغرب ايران و عراق عرب در دست امراى ايرانى بود و تاريخ قطعى تسلّط حكومتهاى تركنژاد از تسلّط سلجوقيان در سال 431 بر خراسان آغاز شد .
در اين دوره ملت ايران بر اثر مجاهداتى كه از اواخر قرن اول هجرى آغاز كرده و در قرنهاى دوم و سوم بنهايت شدت رسانيده بود ، توانست استقلال از دست رفتهء ايرانرا تجديد كند و زبان فارسى را چون زبانى مستقل با ادبيات پرثروت آن بوجود آورد و آداب و رسوم ايرانرا از خطر نابود شدن رهايى بخشد . اين دوره عهد مفاخرت بنژاد و مليت ايران و آزادى افكار و عقايد فرق مختلف و عدم تعصب امرا و حفظ سياست ملى و نژادى ايرانيان شمرده مىشود و به همين سبب خواهيم ديد كه پايه و بنياد حماسهها و داستانهاى ملى ما در اين دوره گذاشته شده است . اين عهد را بايد دورهء كمال تمدن اسلامى در ايران و عصر ظهور افكار و آراء مختلف علمى و فلسفى شمرد . خاصيت نژادى ايرانى در اين عهد به حد كمال بود و به همين سبب در سياست افرادى نظير اسمعيل و مرداويج و عماد الدوله و معز الدوله و جيهانيان و بلعميان و ابن عميد و صاحب بن عباد و فضل بن احمد اسفراينى و احمد بن حسن ميمندى و نظاير آنان ، و در علم افراد بزرگ و نامبردارى چون على بن ربّن و محمد بن جرير و محمد بن زكريا و ابو نصر فارابى و ابو على سينا و ابو نصر عراق و ابو ريحان بيرونى و ابن مسكويه و نظاير ايشان ، و در ادب فارسى افرادى از قبيل رودكى و دقيقى و فردوسى و امثال آنان داشت كه از طرفى غالبا بىشائبهء تعصب دينى و با جستجوى حقيقت و طلب دانش براى نفس علم مشغول كار و كوشش بودند و از طرفى ديگر در طريق سربلندى ملت و تحكيم بنياد افتخارات ملى مجاهدت ميكردند و اين احوال درست متناقض با اوضاعى است كه از اوايل قرن پنجم ببعد در ايران ايجاد شد و بر اثر آن تمسّك بمليت و افتخارات قومى و توجّه بحرّيت عقايد و آزادى آراء از قيود تعصب و تقشف متروك ماند و دورهيى كه با تحديد دايرهء افكار و ابتكارات علمى و تعصب در مذاهب و عدم توجّه بمليت و فراموش كردن گذشتههاى پرافتخار و احيانا تحريم
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٢١٨