تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
روز ارمَزدست شاها شاد زى * بر كَت « 1 » شاهى نشين و باده خور
( بوشكور ) و درين بند از مسمط منوچهرى :
بوستان بانا حال و خبر بستان چيست * وندرين بستان چندين طرب مستان چيست اين نواها به گل از بلبل پردستان چيست * گل سَرِدستان بنمود در آن دستان چيست درِ سروستان بازست بسروستان چيست * اورمزدست خجسته سر سال و سر ماه
از مهمترين خصائص قرن چهارم آبادانى و وسعت بلاد و كثرت قراء و قصبات و نواحى آباد و فزونى جمعيت و ساكنان آنها و ثروت سرشار اهالى و وجود خاندانهاى ثروتمند قديم در آنها بوده است و اين معنى على الخصوص از كتب جغرافيا و تاريخ كه در اين قرن يا نزديك به آن قرن و از روى مدارك مربوط بآندوره نوشته شده است به خوبى برميآيد چنان كه در وصف كمتر شهر و ديارى است كه سخن از فراوانى نعمت و كثرت جمعيت و رواج و رونق تجارت و فلاحت آن نرود و از قصور و كهندژها و قلاع متعدد بحث نشود . ثروت شاهان و امرا نيز به همين نسبت بوده است مثلا بروايت ابن حوقل با آنكه سامانيان در اخذ ماليات رعايت كمال عدل و انصاف را ميكرده‌اند در حال عادى چهل ميليون درهم عوايد داشته‌اند كه برسم ايران قديم دوبار در سال هربار بيست ميليون درهم جمع‌آورى ميشد « 2 » و ابن حوقل تصريح مىكند كه مملكت آل سامان بوفور نعمت و ثروت بسيار معروف بوده است .

بردگى و بردگان

درين قرن بنابر رسم تمدن اسلامى انواع بنده و برده در نواحى ايران زندگى ميكرده‌اند و اينها معمولا اسيرانى بودند كه در غزوها و حملات سرحدى هند و سند و اصقاع ترك و روم و حبشستان و زنگ بدست مسلمانان ميافتادند و در داخلهء ممالك اسلامى بعد از آنكه تربيت مىيافتند بمعرض بيع‌وشرى درميآمدند . در دستگاه سامانيان و ديالمه غلامان
هامش
( 1 ) - كت : تخت ( 2 ) - صورة الارض ص 469 - 470
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 222 | ذبيح الله صفا