تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
بود خلاصه مىشود :
زمانه سراسر پر از جنگ بود * بجويندگان بر جهان تنگ بود
وقت امراى دولت سامانى از وسط قرن چهارم ببعد بسعايت و كشتن يكديگر و عصيان بر پادشاهان ميگذشت و از آن جمله است وضعى كه بر اثر سعايت امرا ميان منصور بن نوح ( 350 - 366 ) و البتكين حاجب از غلامان سامانيان كه بمرتبهء سپهسالارى خراسان رسيده و پيش از سلطنت منصور يعنى در عهد حكومت عبد الملك اين سمت را داشته بود ، پديد آمد و او را ناگزير كرد با غلامان خود و دسته‌يى سپاه مجهز از خراسان بيرون رود و حكومتى در خارج از قلمرو سلطنت سامانيان در شهر عزنه تشكيل دهد ( 351 هجرى ) . ليكن هنوز چندى از استقرار او در آن ديار نگذشته بود كه درگذشت و جانشينان او تا حدود سال 366 كارى از پيش نبردند . درين سال يكى از غلامان البتكين بنام سبكتكين كه در دستگاه البتكين بمراتب عاليه ارتقاء جسته و داماد او شده بود جاى خداوند خود را گرفت . ازين هنگام حكومت غزنوى از مشرق و مغرب توسعه يافت چنان كه ناصر الّدين سبكتكين در ولايت سند شروع بفتوحاتى كرد و از سال 384 هم بدرخواست نوح بن منصور براى اطفاء نايرهء طغيان آل سيمجور و فائق بر خراسان تاخت و آن را تصرف كرد و سپهسالارى آن را با لقب سيف الدوله براى پسر خود محمود گرفت ليكن بپيروى از سيرت البتكين نسبت بامراى سامانى حق‌ناشناسى نكرد و اطاعت ظاهرى خود را همچنان محفوظ داشت و بعد از فوت او ( 387 هجرى ) محمود نيز كه در سپهسالارى خراسان باقى مانده بود همچنان در ظاهر نسبت بامراى آل سامان راه اطاعت ميسپرد تا در سال 389 هجرى به نحوى كه پيش ازين ديده‌ايم « 1 » از اطاعت آنان بيرون آمد و مقارن همين اوقات امراى آل افراسياب حكومت سامانى را در ماوراء - النهر برانداختند و محمود رسما خراسان و خوارزم را بر متصرفات خود افزود . محمود از پادشاهان بزرگ ايران و يكى از فاتحان مشهور تاريخ اسلامى و از مردانيست كه در تاريخ ايران و اسلام مقام بسيار بزرگى را حائز شده است . او بعد از آنكه برادر خود اسمعيل ( 387 - 388 ) را كه به وصيت پدر جانشين او بود ، از امارت
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 206