تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
معزول كرد ، همهء متصرفات غزنويان را در دست گرفت و بر اثر شجاعت و تدبير بفتوحات پياپى در ايران و هند توفيق يافت چنان كه در سال 421 كه سال فوت او بود از حدود رى و اصفهان تا خوارزم و ولايت گجرات و سواحل عمان در هندوستان در تصرف او بود . او نخستين كسى است كه از ميان پادشاهان عنوان سلطنت بر وى نهاده شد و اين از لفظ امير خلف بانو بود « 1 » . محمود مردى جنگجو و مدبّر و باسياست و در همانحال متعصب و سختگير و علاقه‌مند بجمع مال بود . بعد ازو پسرش محمد چند ماهى حكومت كرد ولى مسعود كه هنگام فوت پدر در عراق بود بخراسان لشكر كشيد و سران سپاه غزنوى محمد را اسير كردند و بر مسعود بجاى پدر بسلطنت سلام گفتند و او تا سال 432 سلطنت ميراند و اگرچه مردى شجاع بود ولى شرابخوارگى و عياشى و سوء تدبير سلطنت او را از ميان برد و مايهء غلبهء آل سلجوق بر ايران شد و دورهء اول غزنوى با شكست او از سلجوقيان در نزديك حصار دندانقان مرو ( 431 ) و قتل او بدست غلامانش هنگام فرار از غزنين ( 432 ) بپايان رسيد . راجع بدورهء دوم حكومت غزنويان در بابى ديگر سخن خواهيم گفت . دربار غزنويان در دورهء اول حكومت آنان مشحون بود بوجود شاعران بزرگ زيرا دورهء آنان از وجود كسانى برخوردار بود كه در اواخر عهد سامانى تربيت شده و در آغاز قرن پنجم شهرت يافته بودند مانند فردوسى و عنصرى و فرخى و جز آنان .

حكومتهاى مغرب

از اواخر قرن سوم تا اوايل قرن پنجم هجرى چند خاندان در نواحى مغرب و شمال غرب ايران حكومت داشتند كه اهمّ آنها عبارتند از : بنى دلف كه در قرن سوم بر كردستان حكومت داشتند . مؤسس اين سلسله ابو دلف عجلى از سرداران عربىنژاد مأمون بود كه در حدود سال 210 هجرى بحكومت همدان منصوب گرديد و او همانست كه شهر كرج را واقع در كنار « كره‌رود » نزديك شهر اراك امروزى بوى منسوب ميدارند . بعد از ابى دلف حكومت او به ارث در خاندانش باقى ماند و اين خاندان با همان شرايطى كه طاهريان در مشرق ايران حكومت ميراندند
هامش
( 1 ) - مجمل التواريخ و القصص ص 406
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 216 | ذبيح الله صفا