تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

ديالمهء آل بويه

در همان ايام كه ماكان و اسفار در خدمت پسران ناصر كبير در گرگان و طبرستان بسر ميبردند يكى از اهالى ديلم بنام على بن بويه نيز در جزء آنان بود و در يكى از جنگهاى ابو الحسين بن ناصر كبير و داعى صغير با سيمجور دواتى كه در سال 310 اتفاق افتاد نام او را در شمار كسانى مىيابيم كه با داعى صغير از چنگ سيمجور رهايى يافتند . ابو الحسن على يكى از فرزندان ابو شجاع بوية بن فنّاخسرو بود . بويه خود را از اعقاب سلاطين قديم ايران ميشمرد و غير از على دو پسر ديگر داشت بنام ابو على حسن و ابو الحسين احمد . بعد از آنكه كار اين سه برادر بالا گرفت و احمد بر بغداد مسلّط شد على لقب عماد الدوله و حسن لقب ركن الدوله و احمد لقب معزّ الدوله يافت . قدرت پسران بويه از عهد مرداويج آغاز شد چنان كه على ابتدا از جانب او حكومت كرج ابو دلف يافت و از آنجا باصفهان تاخت و چون مرداويج در تعقيب او قصد اصفهان كرد على از آن شهر بيرون رفت و بر ارجان مستولى شد ( 319 يا 320 ) و از آنجا بشيراز تاخت و عامل خليفه را از آنجا راند ( 322 ) و بر خزائن او دست يافت و سپس از خليفه منشور گرفت . در سال 334 احمد برادر كوچك على بعد از فتوحات خود در خوزستان ببغداد حمله برد و آن را تصرّف كرد و براى خود و برادران از خليفه لقب گرفت و علاوه برين عنوان امير الامرائى را نيز براى خويش تحصيل كرد و ازين پس چنان كه ديده‌ايم تا سال 447 كه سال فتح بغداد بدست طغرل است آل بويه بر بغداد تسلّط داشتند . برادر ديگر على يعنى ركن الدوله حسن نيز نخست اصفهان و سپس رى را از وشمگير بن زيار گرفت و بر همهء جبال مستولى شد و چنان كه ديده‌ايم گاه حدود متصرفات آل بويه تا طبرستان و گرگان هم بسط مىيافت و بر اثر هم‌مرز بودن با دولت سامانى غالبا ميان اين دو سلسله كشاكش و اختلاف وجود داشت و اين اختلاف چنان كه گفته‌ايم يكى از اسباب ضعف اين هردو دولت ايرانى گرديد . بعد از معز الدوله پسرش عز الدوله بختيار از عهدهء ادارهء امور برنيامد و پسرعمش عضد الدوله بر بغداد استيلا يافت و به زودى همهء ممالك آل بويه بفرمان او درآمد ولى