فرمان داد تا كاخ مداين را آباد كنند و به وضع پيشين بازگردانند ولى در سال 323 در حمام بدست غلامان ترك خويش كشته شد .
پس از وى برادرش وشمگير كه از جانب برادر حاكم رى بود بسلطنت نشست ولى گرفتار زدوخورد با آل بويه و آل سامان شد و رى و گرگان و اصفهان غير از طبرستان از دست او بيرون رفت و اگرچه از سامانيان كمك گرفت تا با آل بويه بجنگد ولى كارى از پيش نبرد و در سال 356 درگذشت و پسرش بيستون ( 356 - 366 ) و پسر ديگرش قابوس ( 366 - 403 ) نيز بر اثر زدوخورد با آل بويه نتوانستند كارى از پيش ببرند و حتى قابوس بر اثر شكست از مؤيد الدولهء ديلمى از سال 371 تا 388 بخراسان پناه برد و با وجود مساعدت نوح بن منصور موفقيتى نيافت تا مجددا در سال 388 بر گرگان و طبرستان و گيلان مسلّط شد و تا سال 403 حكومت كرد و درين سال بتوطئهء بعضى از سرداران خود اسير و مقتول شد و پسرش فلك المعالى منوچهر جاى او را گرفت ( 403 - 420 ) و بعد از او انوشيروان ( دارا ؟ ) ( 420 - 434 ) سلطنت كرد و ازين پس اگرچه چندگاه يعنى تا اواسط قرن پنجم نامى از امراى آل زيار در ميانست ليكن از قرائن امر چنين برميآيد كه با تسلّط سلجوقيان بر ايران قدرت اين سلسله از ميان رفت
غالب افراد آل زيار مردمى فاضل و دانشدوست و ادبپرور بودهاند و از ميان آنان خصوصا قابوس بن وشمگير از جملهء دانشمندان و نويسندگان و شاعران بزرگ است و كتاب كمال البلاغة نشانهء كمال اطلاع او بر ادب و حكمت و قدرت وى در انشاء عربى است و اشعار تازى و پارسى هم كه از وى باقى مانده مهارت او را در شعر نشان ميدهد . وى از بزرگداشت علماء و شعرا نيز غفلت نمىكرد چنان كه خسروى سرخسى در دستگاه او راتبهء خاص داشت و ابو ريحان بيرونى كتاب الآثار الباقيه را در 391 بنام وى تأليف كرد و ابو الفرج على بن حسين بن هندو اديب و حكيم بزرگ ( م . 420 ) چندى در خدمت او باعزاز و اكرام ميزيست . عنصر المعالى كيكاوس صاحب قابوسنامه نيز از مردان دانشمند اين طايفه است و كتاب قابوسنامهء او از امّهات كتب فارسى و نشانهء احاطهء اين مرد بر فنون و علوم مختلف است و او علاوهبرين شعر پارسى و طبرى نيز مىسرود .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٢١٢