نصر بن احمد به دو مفوّض گشت ( م . 329 ) و پس از او پسرش ابو على احمد منصب پدر يافت و رى و طبرستان و جبال و گرگان را براى سامانيان فتح كرد و بعد ميان او و نوح بن نصر خلاف افتاد چنان كه ابو على چندبار نوح را شكست داد و مدتى بر خراسان مستولى بود تا در سال 344 در رى درگذشت .
از اين خاندان افراد دانشمند و شاعر دوستى برخاستهاند مانند : ابو على ابو المظفر ( يا ابو يحيى ) طاهر بن فضل كه مردى بغايت فاضل و هنرپرور بود و خود شعر ميگفت و شاعران را دوست ميداشت ( م . 377 ) ؛ و فخر الدوله ابو المظفر احمد بن محمد كه ممدوح دقيقى و فرّخى ، و در شاعردوستى شهرهء عصر خويش بوده است . با استيلاى محمود اين سلسلهء ادبپرور و علمدوست ايرانى هم برافتاد .
از خاندانهاى بزرگ دورهء سامانى كه با استيلاى محمود بر خراسان از ميان رفت خاندان سيمجورى است . نخستين كسى از اين خاندان كه نام او را در تاريخ سامانيان مىبينيم ابو عمران سيمجور دواتى غلام اسمعيل بن احمد و سردار پسرش احمد و نوادهاش امير نصر بوده و بعد ازو ابراهيم بن سيمجور جاى پدر را گرفت و پس از عزل ابو على محتاج از جانب امير نوح بن نصر بسپهسالارى خراسان برگزيده شد . پسر ابراهيم ابو الحسن محمد و پسران محمد ابو على و ابو القاسم و پسر ابو على ابو الحسن همه از بزرگان دولت سامانى بودهاند . سيمجوريان بشعر و ادب توجهى داشتهاند و از جملهء شعراء معروف آنان ابو الفرج سگزى است كه برخى او را استاد عنصرى دانستهاند .
امراى طبرستان
در اين دوره كه مورد مطالعهء ماست در گرگان و طبرستان و رويان نيز حكومتهايى بوده است كه سابقهء بعضى از آنها بپيش از اسلام ميرسيد مانند آل باوند و آل قارن و غيره . در عهد خلافت المستعين ( مخلوع بسال 253 ) يكى از اخلاف على بن ابى طالب بنام حسن بن زيد ابن اسمعيل حالب الحجاره ملقب بداعى كه در رى اقامت داشت بدعوت اهل رويان بدانجا رفت و حكومتى تشكيل داد ( 250 هجرى ) و چون هيچيك از ملوك و اسپهبدان طبرستان با حكّام عرب بر سر دوستى و مهر نبودند به زودى جانب او را گرفتند و ويرا تقويت كردند چنان كه حاكم خليفه يعنى محمد بن اوس ازو شكست يافت و به زودى همهء