تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
و اين كتاب صد مجلّد است كه عمرى تمام در استنساخ آن مستغرق شود و تحصيل آن جز بسالهاى دراز ممكن نگردد و الا بمعاونت نساخ و كتبهء امين بخطوط مختلف ميسّر نشود . . . « 1 » » و تشويق او از شعرا و فضلا و صلات و انعام جزيل او به اين طايفه مشهورست .

سامانيان

دولت سامانى سومين دولت مقتدر و موروث ايرانى دورهء اسلامى است كه در مدتى قليل علاوه بر ماوراء النهر سيستان و خراسان را تا حدود رى زير نگين آورد . جدّ اين سلسله سامان خدا در عهد امويان بر بلخ تسلّط داشت و در دورهء حكومت اسد بن عبد اللّه القسرى حاكم بنى اميه در خراسان بسال 116 بر اثر انقلابى كه در بلخ رخ داده بود باسد پناه برد و اسد با وى نيكويى كرد و او را بامارت بلخ بازگردانيد و ازينروى سامان خدا باسد بن عبد اللّه ارادت پيدا كرد و بعد از فوت اسد به ياد او يكى از فرزندان خود را بنام وى موسوم كرد . سامان خدا در آغاز امر آيين زرتشتى داشت و سپس قبول اسلام كرد . نسبت اين مرد بنابر استوارترين روايات ببهرام چوبين سردار بزرگ عهد ساسانى ميرسيد . فرزندان اسد بن سامان خدا در اواخر عهد هارون بر اثر كمكى كه بدرخواست مأمون در رفع فتنهء خراسان كردند شهرت و اعتبارى يافتند و در عهد خلافت مأمون بفرمان او هريك بحكومت يكى از نواحى خراسان رسيدند چنان كه نوح بن اسد بر سمرقند ولايت يافت ( 204 هجرى ) و احمد بن اسد بر فرغانه و يحيى بن اسد بر چاچ و اشروسنه و الياس بن اسد بر هرات . طاهر بن حسين نيز بعد از آنكه بر خراسان امارت يافت فرزندان اسد را در حكومت سابق مستقر داشت . بعد از وفات نوح سمرقند بفرمانروايى برادر او احمد ضميمه شد و چون احمد درگذشت از ميان هفت پسر او نصر جانشين وى گشت ( 250 ) و در سال 266 بفرمان معتضد عباسى امارت همهء ماوراء النهر بر عهدهء او نهاده شد . در اين اوان يعقوب ليث در خراسان و سيستان ظهور كرده و بر اثر آشوب و تغيير حكومت خراسان وضع بخارا آشفته شده بود . به همين سبب فقيه بزرگ بخارا بنام ابو عبد اللّه بن ابو حفص از نصر درخواست تا حاكمى براى آنشهر معين كند و او برادر خود
هامش
( 1 ) - ترجمهء تاريخ يمينى ص 252 - 253