ولى محمود بن سبكتكين براى استرداد حكومت خراسان بجنگ فائق و بكتوزون و سيمجوريان شتافت و آنان را نزديك مرو شكست داد ( 389 ) و بر خراسان مستولى شد و حكومت سامانيان را از آنجا برافگند . ايلك بغراخان نيز به ظاهر با عبد الملك بن نوح از در دوستى درآمد و ببخارا رفت ولى اندكى بعد امراى سامانى و سپس عبد الملك را با بزرگان آن سامان مقيّد و محبوس ساخت و دورهء حكومت سامانى را بپايان رسانيد ( 389 ) .
همهء مورخان متفقند كه صغر سنّ شاهان اخير سامانى و اختلاف امرا و وزرا و دخالت تركان و زنان در امور مملكتى مايهء ضعف حكومت سامانى و زوال آن گرديد .
اهميت امراى سامانى اولا از آنجهت است كه چون از يك خاندان قديم ايرانى بودند بمليت خود علاقهء بسيار داشتند و به همين سبب بسيارى از رسوم و آداب قديم ايرانى را كه در خراسان و ماوراء النهر باقى مانده بود حفظ كردند و طبقات قديم مانند دهقانان و آزادان و اهل بيوتات را همواره مورد اكرام خود قرار ميدادند و اين امر مايهء تثبيت بسيارى از رسوم قديم گرديد و چون غزنويان نيز تربيت يافتهء آنان بودند اغلب آن رسوم و قواعد را نگاه داشتند .
توجه به زبان و ادب پارسى هم از خدمات مهم شاهان سامانى است . شاهان سامانى و همهء افراد اين خاندان علاقهء شديد به زبان فارسى و نظم و نثر آن داشتهاند و ازينروى شعرا را مورد تشويق و انعام قرار ميدادند و با اغلب آنان به مهر و احترام رفتار ميكردند و نويسندگان را بترجمهء كتب معتبرى مانند تاريخ طبرى و تفسير جامع البيان طبرى و كليله و دمنهء عبد اللّه بن المقفع بنثر فارسى تشويق ميكردند . اين توجه سامانيان به زبان و ادب فارسى باعث شد كه ادبيات پارسى كه از عهد طاهريان و صفاريان بوجود آمده بود با سرعتى عجيب طريق كمال گيرد و شاعران و نويسندگان بزرگى بوجود آيند و بنياد ادب فارسى به نحوى نهاده شود كه اسباب استقلال ادبى ايران ببهترين وضعى فراهم گردد .
بعضى از امراى دورهء سامانى خود نيز از جملهء شعرا بودهاند مانند امير ابو الحسن على بن الياس آغاجى كه برخى باشتباه او را پسر الياس بن اسحق بن احمد سامانى دانستهاند و در بخارا و بلخ ميزيست ؛ و امير ابو ابراهيم منتصر كه پس از زوال حكومت سامانى مدتى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٢٠٦