حمدانيه در موصل و حلب ( 317 - 394 ) بدست ناصر الدوله ابو محمد الحسن در موصل و سيف الدوله ابو الحسن على در حلب ؛ و دولت اخشيديه در مصر و شام ( 323 - 358 ) بدست محمد الاخشيد ابن طغج تشكيل شد و در مشرق نيز دولتهاى بزرگى پديد آمد كه بعضى از آنها كاملا از خلافت بغداد منتزع بودند و بعضى تنها اطاعت ظاهرى و اسمى از خلفا داشتند مانند حكومت طاهرى ( 205 - 259 ) و حكومت صفارى ( 254 - 393 ) و دولت سامانى ( 266 - 389 ) و دولت غزنوى ( 366 - 579 ) و آل بويه ( 334 - 447 ) و آل زيار ( 316 - 434 ) و خانيه يا آل افراسياب ( از 389 ببعد ) و خوارزمشاهيهء آل عراق و دولت مأمونيه كه در سال 408 بدست سلطان محمود غزنوى منقرض شد .
در همين اوان هم حكومت اموى اندلس كه بسال 138 بدست عبد الرحمن ناصر در اندلس تأسيس شده بود ، و دولت ادارسه كه بسال 172 بدست ادريس بن عبد اللّه بن الحسن ابن الحسن بن على در مغرب الاقصى بوجود آمده بود و دولت اغالبه كه از سال 184 بدست ابراهيم بن الاغلب در تونس تشكيل يافته بود ، هم بتسلّط خود ادامه مىدادند .
ضعف دستگاه خلافت بدولت روم شرقى نيز فرصت داد كه شروع بتاختوتاز در ممالك اسلامى كند چنان كه سپاهيان آن دولت بسيارى از بلاد آسياى صغير را غارت كردند و فتوحات آنان تا داخلهء سوريه امتداد يافت و از نهر فرات هم گذشت و ببلاد مهمى مانند رها و ميافارقين و نصيبين رسيد .
در ذيل اين ملاحظات بايد متذكر بود كه اگرچه ظهور دولتهاى مختلفى كه گفتهايم باعث ضعف حكومت مركزى اسلام گرديد ولى بترقى ادب و فرهنگ و صنايع اسلامى كمك بسيار نمود زيرا دولتهاى مذكور هريك از طريق رقابت با دولت بغداد شروع بجمعآورى ادبا و علما و اهل ذوق و هنر در دربار خود كردند و هرپايتختى جداگانه قبلهء اهل علم و ادب و هنر گرديد .
2 - حكومتهاى ايران از آغاز قرن چهارم تا تسلّط سلجوقيان
قرن چهارم همچنانكه از حيث علم و ادب اهميت وافر دارد از لحاظ سياسى هم