و زنان را بر آن داشت تا از خانها بيرون آيند و موى پريشان سازند و لطمه بر سر و صورت زنند و بر قتل حسين بن على عليه السلام شيون كنند و اين اولينبار بود كه در ملاء عام در بغداد بر حسين بن على نوحه كردند و اينحال شصت سال دوام داشت .
عز الدوله بختيار هم المطيع را بكنارهگيرى از خلافت واداشت و پسر او الطائع را جانشن وى كرد ( 363 ) ليكن بر اثر سوء تدبير عز الدوله الطائع با غلام و حاجب وى يعنى سبكتكين همدست شد و او را امير الامرا كرد و بجنگ عز الدوله در واسط رفت .
عضد الدوله بدرخواست عز الدوله به يارى او شتافت و بدين طريق باز غلبه با آل بويه شد و چون عز الدوله قدرت حكومت نداشت پسر عمش عضد الدوله حكومت را بدست گرفت و قدرتى فراوان در بغداد حاصل كرد .
الطائع باللّه از اين هنگام ببعد بهريك از امراى ديلمى كه بر بغداد تسلّط مىيافتند بامارت سلام ميكرد تا در سال 381 بفرمان بهاء الدوله خلع شد و القادر باللّه را بجاى وى نشاندند و او تا سال 422 با اطاعت از امراى بويى و كشاكش با برخى از آنان خلافت كرد و آخرين خليفهء عباسى كه تا تسلّط طغرل بيك بر بغداد اسير دست بويهيان بود القائم بامر اللّه است ( 422 - 467 ) كه در اواخر ايام آل بويه و ظهور ضعف در دستگاه آنان طغرل بيك را ببغداد خواند تا بحكومت آل بويه در عراق خاتمه بخشد ( 447 ) .
در اواخر ايام آل بويه غلامان ترك آنان قدرت بسيار حاصل كرده بودند و مثلا يكى از آنان بنام ارسلان معروف بابو الحارث البساسيرى چنان نيرو يافته بود كه قدرت الملك الرحيم بويى و القائم را تحت شعاع قرار داد و نفوذ او يكى از علل ناامنى بغداد و تسريع شكست آل بويه از طغرل سلجوقى گشت .
آل بويه در اواخر كار خود فى الواقع قدرتى نداشتند و حتى از ادارهء بغداد هم عاجز بودند و خلفا نيز از اين ضعف آنان استفاده كردند و بر اثر بينونت مذهبى كه با آن قوم داشتند با مخالفان ايشان از در يگانگى درآمدند و دعوت طغرل ببغداد بيشتر در نتيجهء همين فكر بوده است .
از اواسط قرن سوم ببعد بر اثر بروز ضعف شديد در دستگاه خلافت عباسى تجزيهء ممالك اسلامى آغاز گشت چنان كه دولت طولونيان ( 254 - 292 ) بدست احمد بن طولون در مصر و دولت فاطميان بدست عبيد اللّه مهدى در مصر ( 362 - 567 ) و دولت
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٢٠١