در خراسان براى بازيافتن دولت از دست رفته تكاپو ميكرد .
موضوع ديگرى كه در حكومت سامانى بايد مورد توجه ما باشد عدم مزاحمت آنانست نسبت بفرق و مذاهب مختلف چنان كه غالبا اتفاق ميافتاد كه در دربار شاهان سامانى افرادى از مذاهب گوناگون مانند مذاهب اهل سنّت و شيعه و دين زردشتى و عيسوى با نهايت آزادى عقيده و مصونيت زندگى و كار ميكردهاند و هيچكس از حيث اظهار عقايد علمى و دينى و مذهبى دچار تضييقاتى كه در دورهء غزنوى و سلجوقى پيش آمد ، نبوده است و اين امر چنان كه ميدانيم از مهمترين اسباب رواج علم و نظر و اشاعهء حكمت و علوم عقلى ميتواند باشد و از اينجاست كه ميتوان گفت دورهء سامانى دورهء رونق ادب و علم و عصر آزادى افكار و كمال تمدّن اسلامى در ايرانست .
حكومتهاى تابع سامانيان
در دورهيى كه سامانيان قسمت بزرگ ماوراء النهر و خراسان و نواحى ديگر را در اختيار داشتند حكومتها و امرايى هم در ظلّ عنايات آنان مستقلا در مشرق بسر ميبردند مانند امراى چغانيان و خوارزمشاهان آل عراق و مأمونيه و خاندان سيمجوريه و احمد بن سهل و ابو منصور و محمد بن عبد الرزاق و نظاير آنان كه بپاس خدمات مهم ايشان بعلم و ادب از ذكر نام آنان خوددارى نميتوان كرد :
آل عراق از سلسلههاى قديم سلاطين خوارزم بودهاند كه در قسمتى از دورهء سامانيان نيز در خوارزم حكومت كردهاند . اين سلسله از ايام پيش از اسلام در خوارزم حكومت داشتهاند و از آخرين افراد اين سلسله يكى ابو سعيد احمد بن محمد بن عراق است كه تقويم خوارزم را اصلاح كرد و ديگر ابو عبد اللّه محمد بن احمد بن محمد بن عراق كه بعد از قتل وى بدست مأمون بن محمد در سال 385 سلسلهء آل عراق بپايان رسيد .
پايتخت اين سلسله شهر كاث از بلاد شرقى جيحون در خوارزم بوده است . از اطلاعات محدودى كه از اين سلسله در دست است معلوم مىشود كه بعلم و ادب توجهى داشتند و ابو ريحان از آنان نيكىهاى بسيار ديده و از افراد اين خاندان يكى بنام ابو نصر منصور ابن على بن عراق از رياضىدانان و منجّمان بزرگ عصر خود بوده و كتابهاى متعددى تأليف كرده است .