تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
ابو الحسن احمد ببعد بر بغداد حكومت كردند در عهد سلطنت ابو نصر خسرو الملك الرحيم بدست طغرل بيك سلجوقى از ميان رفتند ( 447 ) . آل بويه بر خلفاء عباسى تسلّط بسيار داشتند چنان كه حتى عزل و نصب آنان هم بدست ايشان انجام ميگرفت . فرق عمدهء دورهء تسلّط آنان با دورهء امارت تركان آن بوده است كه بغداد در عهد آنان رونق ديرين را از سر گرفت و بيمارستانها و مرصدها و بناهاى بسيار ديگر در آن ساخته شد و تمدّن و فرهنگ ترقى كرد و آرامش و امن كه حكم سيمرغ و كيميا يافته بود دوباره براى مردم حاصل شد . رفتار آل بويه با خلفا بحدّى شديد بود كه مثلا معز الدوله مستكفى را كور كرد و المطيع را بجايش نشاند ( 334 - 363 ) و او بمثابهء بازيچه‌يى در دست معز الدوله بود و كار استخفاف او بجايى كشيد كه جز كاتبى براى حساب اقطاعات و مخارج خود نداشت . علت اساسى اين وضع آن بود كه آل بويه شيعه بودند و آل عباس را غاصب مقام خلافت ميشمردند و براى اطاعت از آنان بلزوم دينى قائل نبودند و حتى معز الدوله در نظر گرفته بود كه خليفه را عزل كند و براى المعز لدين اللّه علوى بيعت بستاند ولى يكى از خواص او را منع كرد و گفت اكنون كه خليفهء غاصبى بر مسند خلافت نشسته است هر وقت ميتوان او را خلع كرد يا كشت اما اگر خليفه‌يى از علويان بخلافت بنشيند ديگر بر او تحكّم نميتوان كرد و ميان اطرافيان تو كسانى هستند كه اگر فرمان قتل ترا بدهد از او اطاعت خواهند كرد و اين امر سبب شد كه معز الدوله از انتخاب علويان بخلافت منصرف گردد ليكن اين انصراف مانع از آن نشد كه آل بويه بداعيان فاطميه اجازهء تبليغ در بلاد تابعهء خود دهند و خود نيز بترويج تشيّع مبادرت جويند و همهء مردم حتى اهل تسنّن را مجبور كنند كه در مراسم ايام مشهوره با شيعه شركت ورزند و اين طرفدارى سخت از شيعه و مخالفت شديد با اهل سنّت باعث انقلابات و اضطرابات سختى در عراق شد . در سال 351 معز الدوله امر كرد كه در مساجد بغداد لعن معاويه و غاصبين حقّ فاطمه ( فدك ) و كسانى كه على عليه السلام را از خلافت محروم كرده بودند ، نوشته شود و چون خليفه محكوم رأى او بود نميتوانست ويرا از اين كار بازدارد . معز الدوله در روز عاشوراى سال 352 مردم را مجبور ببستن بازار كرد و خواليگران را از طبخ بازداشت