تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

فصل اول وضع سياسى و اجتماعى ايران در قرن چهارم و نيمهء اوّل قرن پنجم

دوره‌يى كه اكنون مورد تحقيق و بحث ما قرار ميگيرد دوره‌ييست كه در حقيقت بايد آن را عهد حكومتهاى ايرانى در ايران دانست . اين دوره عصر طلايى تمدّن اسلامى ايران و دورهء شكوه و جلال امارتهاى ايرانى و ظهور علما و شعراى بزرگ و تأليف و تدوين كتب بيشمارست . در قسمت بزرگى از اين عهد دولت سامانى با احياء رسوم قديم بر ماوراء النهر و خراسان و سيستان و رى و گرگان فرمانروايى داشت و آل بويه و آل زيار و پادشاهان محلّى ديگر هم در همين عهد تمام ايرانرا از قبضهء طاعت خلفا بيرون آوردند و در پايان اين دوره يعنى قسمتى از اواخر قرن چهارم و نيمهء اول قرن پنجم اگرچه جاى دولت سامانى و برخى از امارتهاى ايرانى ديگر را حكومت غزنوى گرفته و قسمتى از ايران هم بدست امراى آل افراسياب افتاده بود ليكن چون غزنويان سنّت سامانيان را تعقيب ميكردند و آل افراسياب نيز در تشكيلات عهد سامانى تغييرات عمده‌يى ندادند نميتوان نتايجى كه با تمدّن ايرانى آن عهد مغايرت داشته باشد از تسلّط آنان گرفت و على الخصوص دولت غزنوى را نميتوان در رديف دولتهاى ترك درآورد مگر از پاره‌يى جهات كه بعد از اين خواهيم گفت . ايران اگرچه در اين دوره استقلال داشت ليكن رابطهء ميان آن و بغداد از همه حيث برقرار بود و وضع آنشهر خواه از باب سياست و خواه از حيث علم و ادب در همهء