در حدود سال 106 ولادت يافت و در بصره تربيت شد و بعد از شهرت در كتابت مدّتى كاتب داود بن يوسف يكى از ولات بنى اميه در عراق بود و بعد از زوال دولت بنى اميه در خدمت عيسى بن على عمّ خليفه ابو جعفر منصور در ايامى كه ولايت كرمان داشت درآمد و بدست او اسلام آورد و بعبد اللّه موسوم شد و كنيهء ابو محمد يافت ( پيش از قبول اسلام كنيهء ابو عمرو داشت ) . سپس از خدمت عيسى بن على به خدمت برادرش اسمعيل بن على رفت و معلّم اولاد او گشت و گويا در همين اوقات با ابو جعفر منصور آشنايى يافت و براى او بترجمهء كتب علمى و ادبى به پهلوى مبادرت كرد تا در 142 بدست سفيان بن معاويه عامل بنى العباس در بصره باتهام زندقه كشته شد . اهميت عبد اللّه بن المقفع در آنست كه كلام سهل و خالى از اشكالى دارد و معتقد بوده است كه كاتب بايد الفاظ ساده را انتخاب كند ولى از الفاظ پست و غير فصيح دورى جويد . وى تالى عبد الحميد در تمهيد اصول كتابت به زبان عربى و مكمّل طريقهء اوست و روشى كه او بنيان گذاشت مدتها در ميان نويسندگان عربىزبان متداول بود . تفاوت ابن المقفع با عبد الحميد در آنست كه اين در تنسيق اصول كتابت رسائل و آن در تمهيد طريق انشاء كتب و بعبارت ديگر در كتابة التصنيف و التدوين پيشرو نويسندگان عربى است .
بعد از جبلة بن سالم و عبد اللّه بن المقفع تا اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم مترجمان ديگرى نيز بنقل كتب ادبى پهلوى به عربى مبادرت كردهاند كه نام آنانرا پيش ازين آوردهايم .
با نقل و ترجمهء اين كتب كه در مسائل مختلف تاريخى و ادبى و حكم و امثال و نصايح و عهود و نظاير اينها بوده است ، ادبيات بىسرمايهء عربى سرمايهء وافرى از حكم و امثال و مباحث ادبى و اخلاقى و اجتماعى پيدا كرد و كتب ادب عرب بر اثر همين سرمايهء غزير بوجود آمد .
در رأس همهء اين كتب سه اثر معروف ابن المقفع بنام الادب الكبير مشهور بالدرة اليتيمة ، الادب الصغير و رسالة الصحابة قرار دارد . على الظاهر ابن المقفع اين سه كتاب را مستقيما از يك متن پهلوى ترجمه نكرد بلكه اين هرسه كتاب از جملهء تأليفات شخصى اوست منتهى در تأليف آنها و خصوصا در تدوين كتاب نخستين از مآخذ پهلوى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٨٦