از كتب ادبى و تاريخى پهلوى به عربى مبادرت كرد . از آن جمله ابن النديم در الفهرست ترجمهء داستان بهرام چوبين و ترجمهء كتاب رستم و اسفنديار را از پهلوى به عربى به او نسبت داده است « 1 » . شاگرد او عبد الحميد بن يحيى از موالى بنى عامر و از نژاد ايرانى بوده و كتابت مروان بن محمد را در عهد حكومت ارمنستان و خلافت عهدهدار بوده است . بعد از قتل مروان در سال 132 عبد الحميد چندى نزد دوست خود عبد اللّه بن المقفع كاتب مشهور ايرانى پنهان بود تا مأموران عباسى بر او دست يافتند و او را در سال 132 كشتند . عبد الحميد نخستين استاد بزرگ در ترسّل شمرده شد و اولين كسى است كه كتابت رسائل را بر ميزان صحيح نهاده و آن را از ايجاز بيرون آورده و در بعض موارد باطالهء كلام پرداخته و در پارهيى موارد راه اختصار را نشان داده و تحميدات را در صدرنامهها با صور خاصى معمول ساخته است . مرتبهء عبد الحميد در كتابت بدرجهيى است كه ناقدان سخن ابتداء كتابت عربى را به او دانستهاند .
راهى كه عبد الحميد در كتابت پيش گرفت بعد ازو در دورهء عباسى توسعه و امتداد يافت و كتّاب بزرگ عرب كه نزديك به همه از نژاد ايرانى بودهاند پديد آمدند .
كاتبان اين عهد كه معمولا از ميان ايرانيان انتخاب ميشدند طبقهء خاصى را تشكيل ميدادند و همه از اصول و قواعد ايرانى تقليد مىكردند و موظف بودند همان روشى را پيروى كنند كه ايرانيان داشتند . حسن بن سهل سرخسى وزير مأمون ميگفت :
« نويسندگان عصر ما بايد بدانند كه آداب و رسوم نويسندگى ده چيز است : سه رسم از آنها شهرگانى و سه آيين ديگر انوشيروانى و سه آيين عربى است و يكى ديگر كه از همهء آنها برتر است . اما شهرگانى نواختن عود و بازى شطرنج و چوگان ، و نوشيروانى طبّ و هندسه و سوارى ، و عربى شعر و نسب و ايام ناس مىباشد ، و آنكه از همه برتر است مقطعات حديث و حكايات و مطالبى است كه در مجالس گفته شود . » « 2 » عبد الحميد كاتب يكى از لوازم نويسندگى را اطلاع از تاريخ ايران شمرده و آن را مساوى با حفظ اشعار و لغت عرب دانسته است .
هامش
( 1 ) - الفهرست چاپ مصر ص 424
( 2 ) - ضحى الاسلام چاپ دوم ص 178 - 179