با اين گونه نظرها بود كه در عصر اول عباسى براى كتابت رسائل و كتب ادبى علاوه بر ادب عربى ، اطلاع از ادب پهلوى هم لازم شمرده ميشد و مثلا كاتب مىبايست از حكم بزرگمهر و اردشير و اقوال انوشيروان و شاپور و پرويز و علوم و اطلاعات ايرانيان هم مطلع باشد .
نتيجهء اين عمل آن شد كه ادب در عصر اول عباسى مستلزم اطلاعات وسيع از مسائل مختلف گرديد و همين فكرست كه سبب ايجاد اين تعريف شد كه : « انّ الادب هو الاخذ من كل شىء به طرف . »
امرى كه بانتشار اين فكر ياورى بسيار ميكرد ترجمهء كتب مختلف از منابع گوناگون قديم و از آن جمله از پهلوى به عربى بوده است . كتب پهلوى بيشتر در مسائل ادبى و تاريخى بوده و غالب آنها با توجه باصول بلاغت نگاشته شده بود از قبيل آييننامه و خداينامه و كليله و دمنه و غيره . نقل و ترجمهء اين كتب باعث ايجاد تحوّل عظيمى در ادب عربى كه مقصور بخطب و اشعار و رسائل كوتاه بود ، گرديد . يكى از مهمترين وجوه اين تأثير از ميان رفتن ايجاز و سجع و ديگر ايجاد توسّع در الفاظ و مفاهيم و ديگر پديد آمدن سبك ساده و مرسل در نثر عربى است كه مهمترين مرحلهء تكامل نثر عربى و وسيلهء بزرگ ترقى و آمادگى آن براى بيان مفاهيم علمى و ادبى شد .
كسى كه بيش از همه و نخستينبار مايهء ايجاد اين تحوّل عظيم در نثر عربى شد و تأليف كتب ادبى را به زبان تازى متداول كرد نويسندهء بزرگ ايرانى روزبه پسر دادويه معروف به عبد الله بن المقفع است كه بادبيّات پهلوى و عربى بنيكى آگاه بوده و در بصره يعنى يكى از دو مركز مهمّ ادبى زبان عربى بسر ميبرده است . وى بترجمهء كتب معتبرى از پهلوى به عربى مبادرت كرد از قبيل گاهنامه ، آييننامه ، كليله و دمنه ، خداينامه ( سير الملوك ، سيرة ملوك الفرس ) ، كتاب مزدك ، كتاب التاج و عدهء زيادى از كتب و رسالات ديگر . اين آثار همه با مهارت بسيار به زبان عربى درآمد و ازينروى بسرعت مورد توجه مسلمين قرار گرفت و فصاحت و جزالت كلام و بلاغت روزبه به نحوى مورد قبول شد كه آثار او را همواره مثل اعلاى بلاغت دانستهاند . پدر روزبه يعنى دادويه ملقب به المقفع از اهل جور فارس و از عمال خراج امويان در عراق بود و پسرش
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٨٥